هرکسی رازای خودشو داره و اون رازا، بسته به ابعاد، میتونن اطلاعات خاصی رو درموردش به بقیه بدن. آدما ولی دوست ندارن که بقیه از اونا با خبر بشن و برای همینه که اسمشون رازه. راز چیزیه که باید سربسته بمونه؛ البته که شل و سفت بودن سرش میتونه برای آدمای مختلف فرق کنه.
اگه قلبمون رو یه اقیانوس در نظر بگیریم، رازهامون در اعماق مختلفی ازش نگهداری میشن و هر آدمی، براساس تواناییای که ما بهعنوان خدای این اقیانونس بهش میدیم، میتونه تا عمق خاصی ازش شنا کنه.
بله؛ اسمشون رازه ولی قرار نیست که همهاشون راز بمونن.
هرقدر که عمق این اقیانوس بیشتر بشه، بیشتر ما رو به چیزایی میرسونه که واقعاً لایق اینن که اسمشون راز باشه:
چیزایی که اونقدر تاریک و ترسناکن که هرکی بهشون برسه رو از پا درمیارن یا اونقدری ارزشمند که نباید دست هرکسی بهشون برسه.