ویرگول
ورودثبت نام
آبی
آبیشیشه‌های‌ِآبیِ‌قلبش‌ پر‌بود‌از‌چسبِ‌زخم‌هایی‌از‌جنس‌ِ‌ستاره‌ها✯༻
آبی
آبی
خواندن ۱ دقیقه·۱۶ ساعت پیش

عینک.

عینکت کثیفه.
عینکت کثیفه.

سر چهارراه یه پیرمرد دستمال ماشین می‌فروخت.

از اون پیرمردایی که انگار قرارداد رسمی با چراغ قرمز دارن.

چراغ هنوز زرد بود، پیرمرد از لای ماشین‌ها اومد جلو، بدون اجازه یه دستمال کشید روی شیشه.

راننده هول شد گفت: «آقا نکن! نمی‌خوام!»

پیرمرد گفت: «دیر گفتی.»

چند ثانیه بعد شیشه رو نگاه کرد راننده....

قبلش فقط خاک داشت. الان انگار یه گربه با پنجه‌های گل‌آلود روش اسکیت کرده.

گفتم: «حاجی این چه وضعیه! چرا تمیز نشد؟»

پیرمرد خیلی جدی گفت:

«تمیز شد دیگه … احتمالا عینکت کثیفه.»

آبیعینکجامعه
۰
۰
آبی
آبی
شیشه‌های‌ِآبیِ‌قلبش‌ پر‌بود‌از‌چسبِ‌زخم‌هایی‌از‌جنس‌ِ‌ستاره‌ها✯༻
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید