
مولانا جلالالدین محمد بلخی، که با نامهای مولوی و رومی نیز شناخته میشود، یکی از بزرگترین شاعران و عارفان جهان است. او در سال ۱۲۰۷ میلادی در شهر بلخ متولد شد. پدرش، بهاءالدین ولد، از دانشمندان و عارفان مشهور زمان خود بود.
در دوران کودکی، خانواده مولانا به دلیل شرایط سیاسی و اجتماعی، بلخ را ترک کردند و پس از سفر به شهرهای مختلف، سرانجام در قونیه ساکن شدند. مولانا پس از درگذشت پدرش به تدریس علوم دینی و فقه پرداخت و به عنوان عالمی برجسته شناخته شد.
نقطه عطف زندگی او آشنایی با شمس تبریزی بود. این دیدار تحول بزرگی در اندیشه و زندگی مولانا ایجاد کرد. پس از این آشنایی، او بیشتر به عرفان، عشق الهی و سرودن شعر روی آورد. بسیاری از غزلهای شورانگیز او در مجموعهای به نام دیوان شمس گردآوری شدهاند.
مهمترین اثر مولانا، مثنوی معنوی است که شامل داستانها، حکایتها و آموزههای اخلاقی و عرفانی میشود. این کتاب به دلیل عمق معنوی و ارزش ادبی خود، یکی از برجستهترین آثار زبان فارسی به شمار میرود.
مولانا در سال ۱۲۷۳ میلادی در قونیه درگذشت. آرامگاه او امروزه یکی از مهمترین جاذبههای فرهنگی و معنوی جهان است و هر ساله هزاران نفر از سراسر دنیا برای بزرگداشت او به آنجا سفر میکنند.
پیام اصلی مولانا «عشق، انسانیت و وحدت» است. او باور داشت که انسانها با وجود تفاوتهای ظاهری، همگی از یک سرچشمه هستند. یکی از مشهورترین اندیشههای او این است که عشق میتواند انسان را از محدودیتها و دشمنیها رها کند و به سوی رشد و آرامش هدایت نماید. به همین دلیل، اشعار مولانا پس از گذشت قرنها همچنان در سراسر جهان خوانده میشوند و الهامبخش میلیونها نفر هستند.
سخنی از مولانا:
«بیا، بیا، هر آنچه هستی بیا؛
گر کافر و گبر و بتپرستی بیا