ویرگول
ورودثبت نام
3tayesh
3tayeshمینویسم تا شاید کمتر فکروخیال کنم😄
3tayesh
3tayesh
خواندن ۲ دقیقه·۱۲ روز پیش

مهاجرت

یادمه سه سال پیش نشسته بودم توی محوطه دانشگاه و با بچه ها مشغول صحبت بودم که بابام زنگ زد،گفت هماهنگ کردم بریم یع دفتری کارای مهاجرتت رو انجام بدی، اون لحظه فکر میکردم بابام سرکارم گذاشته،بعد خواهرم زنگ زد گفت مامان دائم گریه میکنه چون بابا تورو میخواد بفرسته بری گفتم کجا؟ گفت هلند یکی از دوستاش اونجاست

نه اینکه فکر مهاجرت تو ذهنم نبود،اتفاقا بود از۱۵سالگی عشق رفتن بودم و تنها مقصد رفتن رو هم همیشه کانادا تصور میکردم و میگفتم هرکی رفته اونجا رفته

رفتیم پیش یکی از دوستای بابا،دوستش از شرایطو هزینه ها گفت و بابا رو متقاعد کرد بهترین کار رفتنه بعد بهم یع موسسه معرفی کرد تا کارای زبانمو انجام بدم،برای کارای ثبت نامم رفتم اونجا اما همش به نحوی عقبش مینداختم،دوست بابا که میخواست کارای منو انجام بده رو مطمئن میکردم که دارم کارای زبانمو پیش میبرم اما خب اینطور نبود

بچه ها میگفتن تو که عشق مهاجرتی تو دیگه چرا،شرایطش فراهمه برو نمون،اما نمیدونم دوست داشتم برم اما نه واقعا شاید فقط فکر میکردم دوست دارم اون زمان اینطور بود که فکر میکردم شاید چون بقیه میرن منم باید برم اون زمان شرایط و انقدر سخت و دلگیر نمیدیدم اون امید واهی و خوش خیالی کار دستم داد انقدر این دست و اون دست کردم که بابا کلا پشیمون شد

زمانی که جنگ شد به مامان گفتم میخوام برم و مامان گفت ریشه ها هیچوقت نمیرن ریشه ها جزئی از این خاکن نمیدونم واقعا اینطوره که مامان میگه؟

اما خاصیت این کشور اینه همیشه روز به روز جلو رفتن و تحمل کردن سخت تر میشه،اینجا پولدارا پولدارتر و فقیرا فقیر تر میشن،جایی که جووناش درجا میزنن و بزرگترا از اونا گله میکنن،جایی که حسرت میشه بخشی از روزمرگی،جایی که اعتراض حق نیست جرمه،جایی که آینده روشن نیست،اینجا چیزای کوچیک رسیدن بهشون طولانی و سخت میشه،اینجا نرسیدن روتین زندگیه نه بخشی از اون

نمیدونم حس میکنم اینجا بسازی تا جای دیگه از صفر بسازی زیاد توفیقی نداره،اینروزا بیشتر از هر وقت دیگه به رفتن فکر میکنم خودمو به درو دیوار میزنم تا یک راهی باز بشه و برم

قبلا میگفتیم بمان و بساز اما دلم به حال اونایی میسوزه که خواستن،تلاشم کردن واسه ساختن آینده اما داغی شدن رو دل خانواده،ما اینجا حتی دوستامونم میشن خاطره چه برسه به چیزای دیگه

پی نوشت:این روزها خسته تر و ناامید تر از همیشم نه تنها برای خودم برای همه

به امید روزهای روشن🤍

مهاجرتامید
۶
۰
3tayesh
3tayesh
مینویسم تا شاید کمتر فکروخیال کنم😄
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید