دستانم را به صلیب کشیدند و فریادم را هیچ کس نشنید
حتی کودکانم مرده به دنیا آمدند
ببین لبم کش آمده برای عروسکی پارچه ای که دیگر نیست
حالا اشک هم با چشمانم قهر کرده
آخر از تمام خبرها نامم را خواهی شنید
که من عروس ۷۲ ملتم
تو دیگر برای چه اشک میریزی؟
آخر قصه عروسی بی حجله شنیدن دارد
برگرد به همان سرزمین افسانه ایت
بیا برای خاورمیانه اسپند دود کنید تا چشم راستم بترکد
و خنده از لبان کودکی فرار نکند
آخر اینجا دختری با خودکارش بمب ساعتی را خنثی کرد!
#آیناز_مجتهدی