⸻
مهران قربانی؛ تنهای وحشی
چهرهای مردمی، جنگجو و ناشناخته در لابهلای تاریکی
مهران قربانی، متولد ساری، از دوران کودکی به ورزشهای رزمی چون تکواندو، بوکس و کشتی روی آورد. از نوجوانی، با رشد قدرت بدنی و اعتماد به نفسش، در مسیر حمایت از مردم مظلوم شهرش قرار گرفت. درگیرهایی که او در آنها حضور داشت، همیشه با هدف مقابله با اوباش، مزاحمین نوامیس مردم و متجاوزان به حقوق شهروندان بود.
قربانی در طول سالهای جوانیاش بارها با افراد شرور درگیر شد و بهواسطهی همین درگیریها، سه بار توسط دادستان وقت ساری، در سطح شهر گردانده شد؛ در حالیکه هیچگونه شاکی خصوصی در پروندههایش وجود نداشت. در هیچکدام از سوابق او اتهاماتی مانند تجاوز، اسیدپاشی، سرقت، زورگیری یا جرایم مواد مخدر دیده نمیشود. بلکه تمام پروندههایش ناشی از نزاع با چهرههای شرور و سابقهدار بوده است.
در سال ۱۳۹۲، در یکی از درگیریها، پس از شکست دادن گروهی از خلافکارانی که سابقه اذیت و آزار مردم و حتی تجاوز به نوامیس را داشتند، مهران قربانی با اتهاماتی سنگین مواجه شد. برخی از نهادهای مسئول، بهخاطر محبوبیت بینظیر او میان مردم، اقدام به پروندهسازی کردند و در نهایت، او به اتهام محاربه، به ۲۵ سال زندان در زندان مرکزی کردستان محکوم شد. وی سه ماه را در سلول انفرادی گذراند و از آن زمان تاکنون، همچنان در زندان است. تنها گاهی با مرخصی محدود برای دیدار خانوادهاش از زندان خارج میشود.
او ۱۵ پروندهی قضایی دارد که همگی مربوط به درگیری با افراد شرور بودهاند. مردم ساری و استان مازندران همواره او را یک قهرمان مردمی میدانند. کسی که خاکی، بیادعا و از جنس مردم است؛ نه اهل نمایش و رجزخوانی، بلکه اهل عمل، چابک، باهوش، و یک رزمیکار حرفهای.
مهران قربانی از خانوادهای اصیل و مذهبی است. او از طایفه قزلباش بوده و یکی از نزدیکترین اعضای خانوادهاش، عموی شهیدش غلام قربانی، در جزیرهی مجنون به شهادت رسیده است. احترام به شهدا و ارزشهای دفاع مقدس خط قرمز اوست. در طول این سالها، مردم شهر، بارها با امضا و استشهادیه خواستار آزادی او شدهاند اما پاسخی دریافت نکردهاند.
لقب «تنهای وحشی» را از نوجوانی با خود دارد؛ چون همیشه تنها به میدان میرفت، با گروههای شرور مبارزه میکرد و در حالیکه بارها برای شکست دادنش تیم تشکیل دادند، به لطف خدا هیچگاه شکست نخورد. او در بسیاری از درگیریها زخمی شد، اما به لطف پروردگار، هرگز کشته نشد و همیشه سرافراز از میدان بیرون آمد؛ چرا که باور داشت در جبههی حق میجنگد.
پشت همهی این سالها، مادر دلسوز، متدین و صبوری بود که همچنان عاشقانه پیگیر وضعیت فرزندش است. تنها کسی که از ابتدای بازداشت مهران، با جان و دل برای آزادیاش تلاش کرده، کلیپ منتشر کرده و همواره در کنار او مانده است.