سلام حال شما احوال شما ویرگولیای عزیز🙃🌻
چه خبرا؟ روزگار به کامه؟ سختی ها و مشکلاتتون رو چطور پشت سر میذارید؟ امیدوارم از دل تمامی امتحانات زندگیتون با موفقیت بیرون بیاید و موفق باشید.
تصمیم گرفتم عکسهایی که میگیرم و برام جالب هستن یا داستان خاصی پشتشون هست رو توی وبلاگم ثبت کنم تا برای همیشه داشته باشمشون.پست قبلیم که قسمت اولش بود رو دیدید فک میکنم😄اگه ندیدید خب برید ببینید لایک هم فراموش نشه😁🔪
پس بدون توضیح اضافه برو که بریم...
به خاطر هفته معلم دانشگاه مارو برد به یه پارک خیلی قشنگ که کلی خنک بود و زیبا.گاهی اوقات وقت گذروندن با یسری آدما حالت رو خوب میکنه و مقداری از اندوهت کم میکنه.من واقعا هفته ای یه فنجون چای هم نمیخوردم اما از وقتی دوستای کورد زبان پیدا کردم دیگه باید یه فنجون رو در طول روز بخورم🙄😂 خوشحالم که دوستای خوبی توی ارومیه پیدا کردم.
بعد رفتن به این پارک به معنای واقعی کلمه تاثیر گل و گیاه های مختلف برای حیات انسانهارو درک کردم،اکسیژن خالص بود و هرصدایی طنین و نویدبخش زندگی بود.
وجود درخت ها از تعداد بیشماری از یسری آدما در این کره خاکی خیلی لازم و ضروریتره.درختا به معنای واقعی کلمه فوقالعاده هستن:))))فوقالعاده... من که عاشقشونم.

این پیشی کوچولو دماغش رو میاورد نزدیک دوربین و خودش رو دائما برای من لوس میکرد.گربه ها واقعا موجودات جالب و بانمکی هستن.
دماغ مثلثیش رو ببین،تازه رژ مشکی هم زده با یه خط چشم فوقالعاده:))
خداوند هم عجب آرایشگریه ها😁

این درخت توی پارک ائللرباغی ارومیه«نمیتونم اسم پارک های اینجارو تلفظ کنیم واقعا😆»حسابی توجهم رو جلب کرد.یه عالمه برگ روی تنهاش رشد کرده بود و وقتی خیلی نزدیک میشدی میدیدی که بدون هیچ شاخهای چسبیده به درخت هستن.
در واقع اون تنه محکم و مقاوم نه تنها از شاخههاش به برگ های زیادی حیات بخشیده بود بلکه از روی چوبش هم به برگ های زیادی زندگی داده بود.
کاش بشه مثل این درخت ما آدما هم اینقدر حیاتبخش مفید و تاثیرگذار بودیم.

این گل به خاطر دختربودنمه:)
هدیه روز دخترم رو خیلی زیاد دوست دارم،کلی هم براش ذوق کردم.
گل رز من بنفشه و همونطور که گل رز شازده کوچولو براش استثنائی بود،این گل هم برای من استثناییه و زیباترین گلیه که بین تموم اون گلا میتونست نصیب من بشه🤍
شازده کوچولو پرسید:وفاداری یعنی چی؟!
روباه گفت:یعنی اگه تو سیارت یه گل دیگه بود،تو عاشق گل خودت باشی.

نمیدونم این مجسمه چهکسی بود اما میدونم یکی از مشاهیر و افراد مفید و فرهیخته ایران بود که کلی هم کتاب تالیف کرده بود اما خب یه فرد فرهیخته و مهم دیگه آدامسش رو چسبونده بود به دهن این بندهخدا😶

کدوم یکی از شما تونسته 600 کیلومتر رو داخل یه اتوبوس با والتر وایت سفر کنه؟!
هیچکدومتون فقط خودم😎😂

این عکس رو در اولین روز ماه مبارک رمضان روبروی دانشگاهمون گرفتم،شنیدن دعای ربنا با صدای استاد شجریان،درحالی که روزهای از اون حس و حال های معنوی خوب بود که با هیچ چیزی عوضش نمیکنم.از زیبایی ماه توی آسمون هم که دیگه نگم براتون🌙

میدونستید اگه توی سایت شونیز ثبتنام کنید به شرطی که سه ماه قبل تولدتون ثبت شده باشه،براتون یه پک از شکلات های خوشمزهشون میفرستن؟😀
با اینکه تعداد شکلات ها خیلی نبود اما خیلی ذوق کردم.
یاد ویلی ونکا افتادم:)

یه جایی خوندم که نوشته بود:
ما همیشه برای رفتن به یه قرار یا دیدن یسری آدما تیپ میزنیم،بهترین عطرمون رو استفاده میکنیم،مسواک میزنیم و حواسمون هست که رفتار نامناسب یا اشتباهی ازمون سرنزنه.موقع صحبت کردن به طرف مقابل توجه میکنیم و کاری نمیکنیم که احساس کنه از همنشینی با اون خسته شدیم.خب چرا همینکارها و قوانین رو در قرار با خداوند رعایت نمیکنیم؟🙃خالق شما شخص اول زندگی شما با اولویت زیاده...
بعد خوندن این نوشته یه تسبیح و چادر رنگی خیلی خوشگل خریدم و همیشه یادم میمونه قبل نماز عطر بزنم تا قرار من با خداوند عاشقانه تر و خداپسندتر باشه.تازه شوق خوندن نماز با این چادره بیشتر هم شده😁
ولی چادرم خیلی خوشگله مگه نه؟!😜😅😂

خب شما از کدوم عکس بیشتر خوشتون اومد؟!
خوشحال میشم اگه شما هم داستان عکسی منحصر به خودتون رو بنویسید:)