صرفا درسایی که یاد گرفتم!

توی زندگی یاد گرفتم که آدما تحت تأثیر احساسات و هیجانات شدید حرفایی میزنن که قشنگه اما کافیه یه مدت زمان بگذره تا ثابت کنن که چقدر از اون حرفا فاصله دارن.روی حرف آدما خیلی حساب باز نکنید،کاری رو انجام بدید که قلب و مغزتون بهتون میگه.از تجربههایی که داشتید درس بگیرید و دوباره زخم نخورید!
دو نوع آدم توی این کره خاکی هست؛
یه نوعی که وقتی از خواب بیدار میشه،با خودش میگه:«یه روز کوفتی دیگه شروع شد!»
نوع دیگه وقتی چشماش رو باز میکنه با خودش میگه:«خداروشکر که خداوند یه روز دیگه هم بهم عطا کرد!»
اینجاست که علت تفاوت کیفیت زندگیها مشخص میشه.
هیچ وقت از روی ظاهر نمیشه راجع به زندگی دیگران نظر داد،آدما لحظات خوبشون رو به بقیه نشون میدن و ناراحتی ها و اندوههای زندگیشون رو مخفی میکنن.
یسری های دیگه هم شادیهاشون رو مخفی میکنن و فقط مشغول آه و افسوس و ابراز تأسف هستن.
اگه زیاد نگاهتون به زندگی دیگران باشه،زندگی خودتون رو پر از اشکال و تاریک و سیاه میبینید،هرچی کمتر از زندگی خصوصیتون به اشتراک بذارید یا اینکه ماجراهای زندگی دیگران رو پیگیری کنید،احساس شادی بیشتری هم میکنید.
اینکه گند بزنی توی زندگیت اشکالی نداره،نشون دهنده اینه که آدمی و ممکنه دچار اشتباه بشی؛اما اینکه توی اون گندی که زدی باقی بمونی یعنی یه جای کارت شدیداً میلنگه!
متأسفانه اغلب ما قدر کسایی که در کنارمون هستن رو نمیدونیم تا زمانی که از دستشون بدیم؛وقتی دیگه نیستن با خودت فک میکنی،چه انسان فوقالعادهای در کنارم بود و من خبر نداشتم! اون موقع زیبایی هایی رو در شخصیتشون میبینی که قبلاً نمیدیدی.
اینو کسایی که درد سوگ رو به دوش میکشن،خوب درک میکنن.
وقتی تمرکزت روی یه چیز باشه،معمولا ذهنت دیگه اینور و اونور نمیره؛اینجوریه که احساس رضایت میکنی و آرامش و سکونی لذتبخش به سراغت میاد.درست مثل بچگی هامون که نه در فکر آینده بودیم و نه در فکر گذشته،تنها چیزی که برامون اهمیت داشت اتفاقات حال بود!
هرچی بابت شغلمون،آیندهمون،روابطمون،فرصت های پیشرو و زندگیمون هیجانزدگی کمتری داشته باشیم،بیشتر میتونیم توی اونا موفق بشیم؛چون هیجان زیاد باعث میشه،مشغولیت کمتر بشه و بعد یه مدتی که از هیجانمون کم شد،انگیزه و اشتیاقمون راجع به هر کدومشون کمتر میشه،پس بهتره جوگیری سراغمون نیاد!
مشخص میشه.