
وقتی از یک حرف یا رفتار میرنجیم، چه باید کرد؟
شب پیش تجربهای داشتم که شاید برای خیلیها آشنا باشد. در شرایطی که فکر میکردم نهایت تلاشم را برای کمک به شخصی کردهام، ناگهان از زبان او در یک جمع مهمانی در حضور دیگران شنیدم: «تو برایمان کم گذاشتی!» این جمله مثل سیلی محکمی بر صورتم نشست. درحالیکه در ذهنم برعکس بود؛ من خودم را وقف کرده بودم.
احساس خشم شدیدی درونم جمع شد. تنها کاری که توانستم بکنم، ترککردن موقعیت بود. به بیرون پناه بردم، کمی راه رفتم،نفس کشیدم و دوستی که در آنجا شاهد ماجراها بود حرف زدم و در نهایت کمی آرام شدم.
وقتی شب با یارم صحبت کردم و ماجرا را توضیح دادم، او هم ناراحت شد. با هم موضوع را تحلیل کردیم و دیدیم که اولاً آن شخص حق نداشت در جمع چنین چیزی بگوید، و ثانیاً توقعی فراتر از توان ما داشت. در نهایت تصمیم گرفتیم این ماجرا را دیگر باز نکنیم و بگذاریم گذر زمان خودش حقیقت را نشان دهد.
اما در دل من این سؤال ماند: در چنین موقعیتهایی چه باید کرد؟ سکوت کنیم یا دفاع کنیم؟
من که معنی واژگان "بزرگی و کوچکی "، "احترام " ، "سکوت در جمع " و در ریشه جانم نشسته است .
خیلی وقتها ما بیشتر از همه به احساس دیگران فکر میکنیم: به آرامش خانواده، به احترام جمع، به واکنش شریک زندگی. اما خودمان را فراموش میکنیم. لازم است هرطور که میتوانیم، احساساتمان را بازگو کنیم.
چه در دفترچه شخصی، چه در گفتوگو با یک دوست قابل اعتماد.
تصمیم گرفتم بنویسم تا شفا بگیرم و راه را بیام

مرز بین سکوت و دفاع از خود
میدانیم که سکوت مطلق باعث میشود رنج در دل ما انباشته شود. از سوی دیگر، جر و بحث با فردی لجباز و شلوغکار، فقط آتش دعوا را شعلهورتر میکند.
پس به دنبال راه میانه باید بود و آن این است که با جملاتی کوتاه و محترمانه، احساس خود را بگوییم:
مثلا
«این حرفت من را ناراحت کرد، دوست داشتم خصوصی میگفتی.»
«ترجیح میدهم نقدت را بیرون از جمع بگویی.»
«شنیدن این جمله برایم سخت بود.»
همین اندازه کافی است. نیازی به توضیح بیشتر یا بحث طولانی نیست.این جملات هم احترام را حفظ میکند، هم مرز شخصی ما را مشخص میسازد.
و همیشه به یاد داشته باشیم:
در جمع واکنش نشانندادن نشانه ضعف نیست، نشانهی خرد است.
بالاخره وقتی مطالعه میکنیم باید چیزی را در درونمان تغییر داده باشیم.
کمی خرد ، آگاهی و دید متفاوت نسبت به دیگران در دلمان روشن شده باشد که در شرایط خاص خودش را نمایان کند. یکی از این ها ،توان درک فرد مقابل است .
مثلا بعضی آدمها اهل گفتوگو و درک نیستند. نمیتوان آنها را تغییر داد. بهترین کار این است که انتظارمان را کاهش دهیم و بیانصافیشان را به حساب ناآگاهیشان بگذاریم، نه ارزش خودمان
به طور خلاصه اگر بخواهیم جمع بندی کنیم لازم است بگوییم :
نه سکوت کامل راهحل است و نه مشاجره مستقیم. بهترین واکنش این است که:
1. در لحظهی توهین آرامش خودمان را حفظ کنیم.
2. در زمان و مکان مناسب، کوتاه و محترمانه بگوییم رنجیدیم.
3. بیش از حد به تغییر فرد مقابل دل نبندیم، و مراقبت از خودمان را در اولویت بگذاریم.
همین، بدون کلنجار و بدون توضیح اضافی. این یعنی هم احترام خودمان حفظ میشود، هم آرامشمان.