ویرگول
ورودثبت نام
𝗞𝘂𝗿𝗱
𝗞𝘂𝗿𝗱
𝗞𝘂𝗿𝗱
𝗞𝘂𝗿𝗱
خواندن ۲ دقیقه·۱۸ روز پیش

:)

نفسم رفت

+نفس عمیق بکش!

صدایش را میشناختم فقط دلیل اینکه چرا داد میزند را نه! چشمانم را باز و بسته کردم و قفل چشمهایش شدم!! غمگین بودن به چهره‌اش نشسته! مطمئنم اگر این را به رویش بیاورم دیگر هیچوقت غمگین نمی شود حتی در گینس به عنوان خوشحال ترین ادم جهان شناخته می شد. با فکرهایم خنده ام میگیرد. نیشخندی گوشه‌ی لبش جای میگیرد و با چشم و ابرو به بطریِ اب معدنی کنارم روی نیمکت اشاره می کند. این یعنی: آب بخور تا نفست منظم شه.

حرف هایش را در حرکاتش پنهان می کند. فکر می کند ما علم غیب داریم که حرف هایش را از چشمهایش بفهمیم و بخوانیم. دستم به سمت بطری می رود اما دلم آن را پس میکشد! نگاهش متعجب می شود؛ متعجب یعنی کمی چشمانش ریز شده و ابروهایش به سمت بالا سوق داده می شود. برعکس او ابروهای من درهم کشیده می شود و جسورانه به او خیره میشودم تا شاید او هم بتواند مثل من حرف هایم را بخواند. نمی فهمد! رو برمیگرداند. راستی! معنی اسمش چیست؟ امیدوارم حداقل معنی اسمش هم شبیه شخصیتش باشد؛ بیخیال، ارام، بعضی وقت هاهم لجباز و رو مخ! بیخود امیدوار بودم چون قطعا معنی اسم کسری این ها نبود و نمی شد. گوشی توی دستم می لرزد، نگاهش به سمتم می چرخد؛ گوشی قطع می شود اما نگاه من همچنان به سوپر مارکتیِ رو به رو خیره‌ست. فکرم برعکسِ نگاهم همه جا میچرخد، مثلا به این فکر می کنم که کسری قبلا هم آنقدر گوش هایش تیز بود؟! سوال ها در ذهنم پرسیده می شوند اما جوابش را از چه کسی میپرسیدم؟ مگر کسی جز اویی که در کنارم روی نیمکت پارک نشسته کَسِ دیگری کنارم هست؟! زیر چشمی به او نگاهی دزدکی میکنم. دزدکی اسمش رویش است دیگر! پس؛ چطور میفهمد و گوشی اش را قایم می کند؟! یا دزدکیِ من دزدکی نبود یا او خیلی خبره‌ است. این بار رو در رو نگاهش میکنم، اخم کرده! چه چیزی او را اذیت می کند؟ مهم است مگر؟ جوابِ سوال اول را نمیدانم اما جوابِ سوال دوم را خودم میدهم؛ نه! بلند می شوم و به سمتِ همان سوپرمارکتیِ رو به رو میروم.

۴
۰
𝗞𝘂𝗿𝗱
𝗞𝘂𝗿𝗱
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید