نوشته ای که هرگز نوشته نشد

دلم پر از نانوشته هاست

مخاطبم کیست

چه کسی متنم را میخواند؟

آیا بعد از نبود من ، متن هایم ارزش دارد؟

اصلا برای چه بنویسم ؟ خودنمایی؟ مشهور شدن؟ یا کمبود های ذهنی؟ اشتراک افکار؟ جلب توجه ؟ کدام؟

من پس از نوشته هایم فرقی دارم ؟
من پس از نوشته هایم فرقی دارم ؟


گاهی که به افکار نانوشته ام فکر میکنم، تصمیم میگیرم فقط در ذهنم برای خودم بنویسم، خودم مخاطب خاص باشم و مثل موجی در دریا در نوشته ها باشم و در پهنای دریا غرق شوم روان باشم و بدون توجه به نگاه افراد در ساحل به حرکت خودم ادامه دهم.

هیچ توجهی نخوام و در اوج رهایی خودم باشم .

چه لذت بخش است رها بودن



گاهی هم افکارم را می‌نویسم و میخوام باز هم مخاطب خاص باشم. بعد نوشته ام را یکبار، دوبار ، گاهی چند بار میخوانم و متن را برای همیشه بدرقه میکنم اما با دلتنگی، این حس را هم دوست دارم چرا که شبیه رفیق ناب میماند. می دانی میرود اما جای هر دوتان در قلب ها باقی میماند آن هم ماندنی خاص، بدون حفظ ظاهر و خود نمایی ...

من در بدرقه نوشته ام
من در بدرقه نوشته ام


اما گاهی دیگر

مینویسم برای مخاطب نامعلوم مثل الان

بی محتوی

بدون قصد

و باز هم بدون جلب توجه ...

گاهی باید بنویسم تا افکارم زاده شود 🌸

روز و روزگارتان خوش 🙏🌹

به وقت ۰۰:۳۷ بامداد ۱۰ مهر ماه پاییزی ۱۴۰۱