ویرگول
ورودثبت نام
زادۀ وادیِ هیچستان
زادۀ وادیِ هیچستانبحث با ناقص خیالان شیوه ی استاد نیست علم افلاطون حریف جهل مادرزاد نیست
زادۀ وادیِ هیچستان
زادۀ وادیِ هیچستان
خواندن ۱ دقیقه·۲۵ روز پیش

آب تا گلو

ما را بی‌هیچ اختیار، از بهشتِ برین به زیر کشیده‌اند و در معرکه‌ای انداخته‌اند که نه آغازش معلوم است و نه پایانش.

با مشتی آدم در هاونی افکنده، پیوسته بر ملاجمان کوفته‌اند، چنان‌که نه رمقی در تن مانده و نه خیالی در سر.

آن‌گاه، مست و ملنگ، کوفته از هر سوی،
ما را ملامت می‌کنند که:
«این چه زندگانی‌ست که برای خویش دست‌وپا کرده‌ای؟»

باید به عرض رسانید
که ما نیز، در این میانه،
نه از این بازی خشنود بوده‌ایم و نه هستیم.

الا ایهال،
جای هفت جدمان در این گوهدانی خالی‌ست؛
ما نیز،
زیاده از حد بوده‌ایم—
نه از سر اختیار،
که از فرطِ بی‌حاصلی.

عجالتاً اگر دوام می‌آوریم،
نه از آن روست که این معرکه را پذیرفته‌ایم،
بلکه از آن است که کتک‌خورمان مَلَس شده،
و تن به آن سپرده‌ایم
که دیرتر فرو ریزیم.

زادۀ وادیِ هیچستان


۰
۰
زادۀ وادیِ هیچستان
زادۀ وادیِ هیچستان
بحث با ناقص خیالان شیوه ی استاد نیست علم افلاطون حریف جهل مادرزاد نیست
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید