ویرگول
ورودثبت نام
زادۀ وادیِ هیچستان
زادۀ وادیِ هیچستانبحث با ناقص خیالان شیوه ی استاد نیست علم افلاطون حریف جهل مادرزاد نیست
زادۀ وادیِ هیچستان
زادۀ وادیِ هیچستان
خواندن ۱ دقیقه·۱ روز پیش

رساله ای از گور روشن

«هاج و واج، مات و مرده بودم. خفقان گرفته بودم.

هر بار در مواجهه با جرگه‌ی احمق‌ها جان می‌دادم و گریزی نبود؛ به ناچار خودم را احمق کرده بودم تا در میان این رجاله‌ها که با چشم‌های دریده و دهان‌های نیمه‌باز تنها به دنبال رفع حوایج پست و حیوانی‌شان بودند، وصله‌ی ناجوری نباشم.

هر بار عزرائیل روحم را در مواجهه با این رجاله‌ها می‌مکید و تف می‌کرد؛ تفی غلیظ و سیاه که روی دیوارهای مغزم شره می‌کرد.

۰
۰
زادۀ وادیِ هیچستان
زادۀ وادیِ هیچستان
بحث با ناقص خیالان شیوه ی استاد نیست علم افلاطون حریف جهل مادرزاد نیست
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید