ویرگول
ورودثبت نام
سجاد مهدیون
سجاد مهدیوننویسنده‌
سجاد مهدیون
سجاد مهدیون
خواندن ۶ دقیقه·۱۰ ساعت پیش

ایران، توسعه و استقلال: روایت واقعی داده‌ها و تحلیل تاریخی

از زمان انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹، ایران مسیر توسعه انسانی و زیرساختی قابل توجهی را طی کرده است، اما این مسیر نه ساده است و نه قابل مقایسه صرف با مدل‌های توسعه در کشورهای دیگر. داده‌های بین‌المللی نشان می‌دهند که ایران در بسیاری شاخص‌ها پیشرفت کرده، اما در برخی زمینه‌ها نسبت به هم‌رده‌های منطقه‌ای خود عقب‌تر مانده است و علت این تفاوت نه تنها انتخاب‌های سیاسی و اقتصادی، بلکه ساختار تاریخی و فرهنگی کشور است.

توسعه انسانی و شاخص‌های اصلی

شاخص توسعه انسانی (HDI) ایران از حدود ۰.۵ در سال‌های نزدیک به انقلاب به حدود ۰.۷۸–۰.۸۰ در سال‌های ۲۰۲۲–۲۰۲۳ رسیده است؛ این جهش نشان‌دهنده بهبود کیفیت زندگی، سلامت، آموزش و رفاه است (UNDP Human Development Reports / Global Data Lab). امید به زندگی در ایران از حدود ۵۴–۵۶ سال به ۷۶–۷۷ سال رسیده، یعنی رشد تقریبی ۳۷–۴۰ درصدی در چهار دهه اخیر (World Bank – Life expectancy at birth, Iran). نرخ با سوادی بزرگسالان تقریباً دو برابر شده و از حدود ۴۷٪ در دهه ۱۹۷۰ به حدود ۸۸–۹۰٪ رسیده است، که نشان‌دهنده دسترسی گسترده‌تر به آموزش است (UNESCO Institute for Statistics / World Bank).

این بهبودها در دسترسی به خدمات اساسی نیز منعکس می‌شود: دسترسی به برق از حدود ۶۵٪ به حدود ۹۹٪ رسیده است (World Bank – Access to electricity) و دسترسی به آب سالم از حدود ۴۵–۵۰٪ به بیش از ۹۵٪ افزایش یافته است (WHO/UNICEF Joint Monitoring Programme – JMP). مرگ‌ومیر کودکان زیر پنج سال نیز شدیداً کاهش یافته و از حدود ۱۲۰ در هر ۱۰۰۰ تولد به حدود ۱۵ در هر ۱۰۰۰ تولد رسیده، یعنی بیش از ۸۵٪ کاهش (World Bank – Under-5 mortality rate). این نشان می‌دهد ایران توانسته خدمات سلامت و رفاه اجتماعی را به بخش بزرگی از جمعیت گسترش دهد.

توسعه زیرساختی: شبکه جاده‌ای و حمل‌ونقل

یکی از ستون‌های توسعه زیرساختی، شبکه جاده‌ای است که به ارتباط مناطق مختلف، توزیع کالا، دسترسی به خدمات و فعالیت‌های اقتصادی کمک می‌کند. ایران در سال‌های اخیر شبکه جاده‌ای وسیعی را ایجاد کرده است: بر اساس محاسبات UN ESCAP و دیگر منابع بین‌المللی، شبکه جاده‌ای ایران حدود ۲۲۰ تا ۲۳۰ هزار کیلومتر است (شامل راه‌های اصلی، فرعی و روستایی) که نشان‌دهنده پوشش گسترده در مقایسه با بسیاری کشورهاست (World Population Review – Road Network Size by Country). بخش بزرگی از این شبکه جاده‌ای در دو دهه اخیر توسعه یافته، به‌طوری که طول راه‌های روستایی کشور که در زمان پهلوی تنها حدود ۲۶ هزار کیلومتر بود، اکنون به بیش از ۲۰۰ هزار کیلومتر رسیده و بخش زیادی از آن آسفالت شده است (بررسی رسانه‌ای آمار زیرساخت ایران). این نشان می‌دهد که ایران نه‌فقط راه‌های بین‌شهری و ملی را توسعه داده، بلکه به بخش‌های محروم و روستایی نیز توجه کرده، امری که در بسیاری کشورهای در حال توسعه کمتر اتفاق افتاده است.

شبکه جاده‌ای نقش مهمی در توسعه اقتصادی و تحرک جمعیتی دارد و از نظر اندازه، ایران در میان کشورهای جهان رتبه‌های نسبتاً بالا دارد؛ برای نمونه، در رتبه‌بندی جهانی شبکه جاده‌ای، طول شبکه جاده‌ای ایران حدود ۲۲۱ هزار کیلومتر، ترکیه حدود ۲۶۱ هزار کیلومتر و عربستان سعودی حدود ۳۲۱ هزار کیلومتر است، در حالی که کره جنوبی حدود ۱۱۰ هزار کیلومتر شبکه جاده دارد (World Population Review – Road Network Size by Country). این اعداد نشان می‌دهند که ایران شبکه جاده‌ای تقریباً بزرگ‌تر از بسیاری کشورها دارد، گرچه کیفیت، موثر بودن و بهره‌برداری از آن هنوز چالش‌هایی دارد؛ به عنوان نمونه، کیفیت جاده‌های ایران بر اساس شاخص کیفیت مجمع جهانی اقتصاد در حدود میانگین جهانی است و نه بالاتر از آن (Euronews/WEF).

مقایسه با همسایگان: ترکیه، عربستان و کره جنوبی

وقتی ایران را با کشورهای هم‌رده منطقه‌ای مقایسه می‌کنیم، همبستگی داده‌ها و مسیرهای توسعه‌ای متفاوت واضح‌تر می‌شود. ترکیه، مثلاً، HDI را از حدود ۰.۵۷ به حدود ۰.۸۵ رسانده، امید به زندگی را از ۵۸ به ۷۸ سال افزایش داده و مرگ‌ومیر کودکان را از ۱۴۰ به حدود ۱۰ در هر ۱۰۰۰ تولد کاهش داده است (UNDP; World Bank). عربستان سعودی HDI را از حدود ۰.۶۲ به ۰.۸۸ رسانده، امید به زندگی را از ۶۰ به ۷۵ سال افزایش داده و مرگ‌ومیر کودکان را از حدود ۱۸۰ به حدود ۷ در هر ۱۰۰۰ تولد کاهش داده است (UNDP; World Bank). کره جنوبی، نماد توسعه سریع در آسیا، HDI خود را از ۰.۶۵ به حدود ۰.۹۳ افزایش داده، امید به زندگی را از ۶۴ به ۸۳ سال رسانده و مرگ‌ومیر کودکان را از ۴۰ به حدود ۳ در هر ۱۰۰۰ تولد کاهش داده است (UNDP; World Bank).

این مقایسه نشان می‌دهد که اگرچه ایران در مسیر توسعه بوده، در جایگاه نهایی نسبت به ترکیه و عربستان کمی عقب‌تر و نسبت به کره جنوبی بسیار عقب‌تر ایستاده است. دلیل این تفاوت را باید نه فقط در مدیریت توسعه، که در جهت‌گیری‌های استراتژیک و مدل توسعه‌ای جستجو کرد.

ضعف‌های ساختاری حکومت ایران: آزادی‌های مدنی، رسانه‌ها و فساد

یکی از وجوه تأثیرگذار بر توسعه، ساختار نهادی و حکمرانی است. حکومت ایران به عنوان اولین تجربه نیمه‌جمهوری در تاریخ کشور، با چالش‌های اساسی و ضعف‌های نهادی روبه‌رو بوده است. آزادی‌های مدنی در ایران محدودتر از الگوهای دمکراتیک کشورهای توسعه‌یافته بوده و فضای رسانه‌های مستقل و قوی در طول این چهار دهه بسیار محدود اداره شده‌اند. کاهش فشار بر رسانه‌های مستقل یا وجود رسانه‌های خصوصی تیزهوش که بتوانند در شکل‌دهی دیدگاه عمومی مؤثر باشند، کمتر دیده شده است. این موضوع منجر به کاهش شفافیت و پاسخ‌گویی در نظام حکمرانی شده و امکان نقد سازنده را محدود کرده است.

فساد اقتصادی نیز در تحلیل‌های بین‌المللی به عنوان یکی از چالش‌های ساختاری ایران مطرح شده است؛ در شاخص ادراک فساد، ایران در سطحی کمتر از میانگین کشورهای منطقه و اروپایی قرار دارد، که نشان‌دهنده ضعف در نظارت، شفافیت و مدیریت منابع است. این عوامل نهادی به توسعه اقتصادی پویا و سرمایه‌گذاری بلندمدت لطمه زده‌اند، زیرا سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی تمایل دارند در محیط‌های باثبات‌تر و قابل پیش‌بینی‌تر سرمایه‌گذاری کنند.

چرا استقلال برای ایران اهمیت دارد؟

دلایل تاریخی، فرهنگی و جغرافیایی باعث شده ایران به استقلال سیاسی و استراتژیک اهمیت ویژه‌ای بدهد. ایران قرن‌ها تجربه‌ی امپراتوری‌های بزرگ، مقاومت در برابر نفوذ خارجی و تلاش برای حفظ حاکمیت ملی را در کارنامه دارد؛ تجربه‌ای که در حافظه جمعی و ساختار سیاسی کشور تأثیرگذار بوده است. برخلاف مدل کره جنوبی که به حمایت امنیتی و اقتصادی آمریکا متکی شد، یا ترکیه که نقش خود در چارچوب ناتو و اتحادیه‌های اقتصادی تعریف کرد، ایران مسیر استقلال را به شکل چالش‌برانگیزتری انتخاب کرد که هزینه‌هایی از جمله تحریم‌های اقتصادی، فشارهای ژئوپولیتیک و محدودیت در ادغام کامل در بازار جهانی داشته است.

این مدل مستقل سیاسی، گرچه هزینه‌بر بوده، به ایران اجازه داده استقلال ملی و حاکمیت‌گرایی را حفظ کند — موضوعی که بسیاری از کشورها با فشارهای بین‌المللی همواره با آن دست‌به‌گریبان بوده‌اند.

اگر مسیر پهلوی ادامه می‌یافت: تحلیل فرضی و مبتنی بر ساختار (نه الزاما دقیق)

اگر نظام پهلوی با همان ساختار سیاسی، اقتصادی و اجتماعی خود ادامه می‌یافت، مسیر توسعه ایران احتمالاً شکل متفاوتی می‌گرفت. پروژه‌های صنعتی و زیرساختی عظیم — به ویژه در بخش شهری، نفتی و حمل‌ونقل — ادامه پیدا می‌کردند و شاید شاخص‌های اقتصادی و شهری بسیار بهتر از حد متوسط آن دوران می‌بود. با این حال، نابرابری شدید اجتماعی، وابستگی به نفت و سرمایه خارجی، آزادی‌های مدنی محدود و ضعف جامعه مدنی پابرجا می‌ماندند — همان چالش‌هایی که توسعه واقعی و پایدار را محدود می‌کنند. توسعه انسانی در مناطق محروم و روستایی در این مدل احتمالاً کمتر از مدل واقعی تجربه شده بود، زیرا تمرکز توسعه بیشتر در مراکز شهری و صنایع بزرگ بود تا در شبکه‌های همگانی اجتماعی و خدمات پایه.

جمع‌بندی نهایی

ایران مسیر توسعه انسانی و زیرساختی را طی کرده، اما این مسیر با هزینه‌های سیاسی و اقتصادی نهفته در استقلال‌طلبی همراه بوده است. ساختار تاریخی و فرهنگی ایران به شکل‌گیری یک مدل توسعه متفاوت نسبت به کره جنوبی، ترکیه یا عربستان سعودی انجامیده که هم فرصت‌های بزرگ و هم محدودیت‌های جدی داشته است. ضعف‌های نهادی، محدودیت آزادی‌های مدنی و چالش‌های حکمرانی نقاطی هستند که باید همزمان با توسعه اقتصادی و انسانی مورد توجه قرار گیرند تا مدل توسعه ایران در آینده به شکل پایدارتر و فراگیرتری تحقق یابد.

ایراناقتصادتوسعهسیاستاستقلال
۲
۰
سجاد مهدیون
سجاد مهدیون
نویسنده‌
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید