ویرگول
ورودثبت نام
سجاد مهدیون
سجاد مهدیوننویسنده‌
سجاد مهدیون
سجاد مهدیون
خواندن ۳ دقیقه·۸ روز پیش

«باخ» و تئاتری که صرفا هست

نمایش «باخ» را دیدم.

می‌خواستم بعد از اجرا، با یک قصه‌ی ترسناک برگردم خانه. نه از آن قصه‌هایی که تعلیق زورکی دارند یا با شوک‌های مبتذل می‌ترسانند؛ قصه‌ای که برهنه‌تر از همیشه، مسأله‌های حکمرانی، قدرت، سیاست و اخلاق را نشان دهد. قصه‌ای که پرده را کنار بزند، نه این‌که نور را تنظیم کند.

اما «باخ»، مثل بسیاری از نمایش‌های امروز ایران، به‌جای آن‌که این برهنگی را ممکن کند، احساس تماشاگر را مصرف می‌کند.

ما سال‌ها یاد گرفته‌ایم مسأله‌های کلان را یا به سطح احساس شخصی بکشانیم، یا نفهمیم‌شان، یا به رسم زمانه مصرف‌شان کنیم. هنر هم اغلب همین مسیر را می‌رود: بازتولید همان چیزها در فرمی تازه، بی‌آن‌که بینشی تولید شود. تئاتر قرار نبود عقب بماند؛ قرار نبود صرفاً بسته‌بندی بهتری برای همان مصرف قدیمی باشد.

بازیگری: تکنیک سالم در وانفسای امروز

با این حال، «باخ» نقاط قوتی داشت و چندان حوصله‌سربر نبود.

بازی‌ها به‌نظرم کلاسیک و فنی بودند؛ نشانه‌ای از تسلط به متن و وضوح خواسته‌های کارگردان. در شرایطی که بازیگری تئاتر ایران اغلب میان ژست‌زدگی و شلختگی سرگردان است، دیدن تکنیک سالم غنیمت است.

من معمولاً از بازیگر انتظار دارم خودش را فراموش کند؛ از تکنیک عبور کند و به خلق برسد. این‌جا هنوز با «اجرای خوب» طرف بودیم، نه «خلق». اما همین سلامت تکنیکی، در این وضعیت، قابل احترام است.

طراحی صحنه: مردمی بودن با کلیشه فرق دارد

طراحی صحنه با تم کار هماهنگ بود. اما کاش کمی از لبه‌های ابتذال فاصله می‌گرفت. برای رسیدن به بطن یک نگاه مردمی، الزاماً نیازی به جانمایی کلیشه‌ها نیست. مردمی بودن با چیدن نشانه‌های مصرف‌شده یکی نیست.

فضا باید ساخته شود، نه این‌که صرفاً چیده شود.

مثلاً نقش آن «لات لفاظ» بیش از آن‌که یک کاراکتر باشد، بخشی از طراحی صحنه بود؛ عنصری فضاساز. این ایده هوشمندانه است، اما وقتی به کلیشه نزدیک می‌شود، به‌جای ساختن فضا، آن را ساده‌سازی می‌کند.

نمایشنامه: فهم نسبی از زبان و داینامیک

به‌نظرم متن با فکر نوشته شده بود. داینامیک ماجراها حاصل فهمی نسبی و مطلوب از نمایشنامه‌نویسی و ادبیات است. اما داستان، چیز خاصی ارائه نمی‌داد. به نظر می‌رسد داستان در خدمت اجرا بوده، نه برعکس. در حالی که تعادل هنرمندانه زمانی شکل می‌گیرد که اجرا و روایت، یکدیگر را تغذیه کنند، نه این‌که یکی صرفاً ابزار دیگری باشد.

کمدی: خنده‌ای که از مفهوم تغذیه نمی‌شود

با حدود هشتاد درصد کمدی کار همراه نیستم.

نه به این دلیل که خنده نمی‌گرفت؛ می‌گرفت.

مسأله این است که رندی نداشت.

کمدی، وقتی از مفهوم تغذیه نکند، به‌راحتی به ابتذال نزدیک می‌شود. این‌جا ریسک بالا بود، اما تغذیه‌ی مفهومی پایین. شوخی‌ها کار می‌کردند، اما بیشتر بر پایه‌ی ابتدایی‌ترین اصول کمدی؛ نه بر مبنای دیوانگی خلاق ذهن.

برای من، آن‌چه خنده‌دار است، توان پرت‌وپلاگویی یک ذهن آزاد است؛ نه مدولاسیون کهنه‌ی شوخی‌هایی که بارها آزموده شده‌اند.

از سوی دیگر، حضور نام بهزاد عبدی — به‌عنوان هنرمندی باشخصیت — ناخودآگاه به مخاطب القا می‌کند که این شوخی‌ها حتماً «موجه» هستند. اما اعتبار یک نام، ابتذال را به عمق تبدیل نمی‌کند.

موسیقی: تلاشی ضروری برای شکستن دوگانه‌ها

موسیقی و هدف پشت آن، تلاش برای ایجاد پیوندی میان موسیقی «خردمند» و موسیقی «کوچه‌بازاری» بود. این رویکرد، در ذات خود، قابل تحسین است. حرکتی است علیه پوسته‌نگری؛ علیه تقسیم‌بندی‌های ساده‌انگارانه‌ای که هنر را طبقاتی می‌کنند.

این بخش از کار، بیش از سایر بخش‌ها، حامل یک نیت جدی بود.

جمع‌بندی: اثری فکرشده، اما نه تکان‌دهنده

در نسبت با جریان امروز تئاتر ایران، «باخ» اثری فکرشده است. به لبه‌های مقبولیت عمومی می‌رسد و از بسیاری کارهای بی‌جان جلوتر است. اما آن‌جا که باید، تاثیر نمی‌گذارد.

مشکل اصلی برای من این بود:

این نمایش بیشتر از مردم قرض می‌کند تا این‌که برای‌شان چیزی خلق کند.

احساسات را برمی‌دارد، بازآرایی می‌کند و به خودشان پس می‌دهد. اما بینشی تولید نمی‌کند که ساختار قدرت، اخلاق یا سیاست را برهنه‌تر کند. تئاتر، اگر قرار است زنده بماند، باید از مصرف احساس عبور کند و به تولید آگاهی برسد.

من هنوز منتظر آن قصه‌ی ترسناک‌ام؛

قصه‌ای که نه با تعلیق مصنوعی بترساند، نه با شوک ارزان،

بلکه با عریان کردن سازوکارها، آرام و بی‌رحم، ما را وادار به دیدن کند.

با این همه، پیشنهاد می‌کنم «باخ» را ببینید.

نه به‌عنوان اثری که شما را تکان می‌دهد،

بلکه به‌عنوان نمونه‌ای از تئاتری که در مرز میان اندیشیدن و مصرف ایستاده است .

و هنوز تصمیم نگرفته کدام سو را انتخاب کند.

باختئاترنقدنمایشایران
۱۱
۰
سجاد مهدیون
سجاد مهدیون
نویسنده‌
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید