
روایت خطرناک «تفاوتهای مغزی»
اینکه این روزها مد شده بگویند «مغز زن و مرد اساساً متفاوت است» شاید در نگاه اول نوعی پذیرش یا حتی احترام به تفاوتها به نظر برسد. برخی زنان ممکن است احساس کنند بالاخره چیزی که همیشه تجربه کردهاند، مثل تغییرات خلقی در دوران PMS، به رسمیت شناخته شده است. اما در لایههای عمیقتر، این رویکرد بهشدت سرکوبگر است. چرا؟ چون به شکلی نرم و اغواگر، زن را به موجودی صرفاً هیجانی و غیرعقلانی تقلیل میدهد؛ کسی که در نهایت نمیتواند تصمیمگیر یا تحلیلگر جدی باشد. این نگاه حتی اگر به ظاهر راحتی بیاورد («خب من PMS دارم و حق دارم بداخلاق باشم») در بلندمدت زنان را در همان موقعیت کلیشهای و فرودست قدیمی نگه میدارد (news-medical.net, 2025).
PMS و افسانهٔ «مجوز اخلاقی»
سه پرسش اصلی در اینجا مطرح میشود. نخست اینکه چرا بعضیها میگویند زنان در دوران PMS «حق هر کاری» دارند؟ پاسخ ساده است: تغییرات هورمونی واقعاً میتوانند بر خلقوخو اثر بگذارند، اما فرهنگ این واقعیت محدود زیستی را میگیرد و آن را به یک «مجوز اخلاقی» تبدیل میکند. یعنی یک پدیدهٔ فیزیولوژیک موقت، به شکل کلیشهای «زن همیشه غیرعقلانی است» بازتولید میشود (PLOS ONE, 2024).
تفاوتهای مغزی؛ واقعیت یا داستان رسانهای؟
پرسش دوم این است که چرا امروز مد شده زن و مرد را اساساً متفاوت از نظر مغز و ذهن معرفی کنند؟ دلیلش نه فقط یافتههای علمی بلکه سازوکارهای فرهنگی و اقتصادی است. تفاوتسازی برای رسانه جذاب است، برای بازار فروش دارد، برای افراد هویت میسازد و برای ساختار قدرت هم ابزاری برای کنترل فراهم میکند (Frontiers in Behavioral Neuroscience, 2024).
برساختهای فرهنگی و اثرات اجتماعی
پرسش سوم هم این است که چرا به برساختهای فرهنگی بیش از سهم واقعیشان بها داده میشود؟ چون فرهنگ و قدرت همیشه نیازمند تفاوتسازیاند؛ با این تفاوتسازی میتوان هویت ساخت و نابرابریها را توجیه کرد. نتیجهاش این است که «شباهتهای عظیم» میان مغزها نادیده گرفته میشوند و «تفاوتهای کوچک» بزرگنمایی میشوند (Stanford Medicine, 2024).
شباهتهای بنیادی مغز زن و مرد
اگر به دادههای علمی دقیق نگاه کنیم، تصویر متفاوتی میبینیم. مغز زنان و مردان در اساس ۹۹ درصد شبیه به یکدیگر است. همهٔ نواحی اصلی، شبکهها و کارکردهای بنیادی مشترکاند. تواناییهایی مانند هوش عمومی، خلاقیت، یادگیری و حل مسئله تفاوت معناداری میان دو جنس نشان نمیدهند. حتی تفاوتهایی که در بعضی پژوهشها گزارش میشوند، وقتی حجم نمونهها بزرگتر و عوامل جانبی مثل اندازهٔ کلی مغز یا سطح آموزش کنترل میشوند، بسیار کوچک یا حتی بیاثر از آب در میآیند (Frontiers in Behavioral Neuroscience, 2024).
تفاوتهای میانگین؛ حافظه و فضایی
با این حال تفاوتهای میانگینی کوچکی وجود دارد. برای مثال، مردان در تکالیف فضایی مانند چرخش ذهنی اشکال یا جهتیابی کمی عملکرد بهتری نشان میدهند. در مقابل، زنان در یادآوری خاطرات اپیزودیک اجتماعی و کلامی اندکی برتری دارند. باید تاکید کرد که این تفاوتها به سطح فردی قابل تعمیم نیستند، چون همپوشانی دو گروه بسیار زیاد است (Frontiers in Behavioral Neuroscience, 2024).
اندازه مغز و هورمونها
تفاوت دیگر مربوط به اندازهٔ کلی مغز است که در مردان به طور میانگین کمی بزرگتر است، اما این تفاوت به جثه مربوط است و هیچ ارتباطی با هوش ندارد. همچنین نوسانات هورمونی در چرخهٔ قاعدگی میتوانند بر خلق و حافظه اثر بگذارند، اما این تغییرات موقتی و فردبهفرد بسیار متفاوتاند (news-medical.net, 2025).
پیچیدگیهای روششناسی
بخش زیادی از تناقضها و نتایج ضدونقیض در پژوهشهای مربوط به تفاوتهای مغزی زن و مرد به دلیل محدودیتهای روششناختی است: حجم نمونههای کوچک، ابزارهای اندازهگیری متفاوت و بیتوجهی به متغیرهای فرهنگی. وقتی پژوهشهای بزرگتر و دقیقتر انجام میشوند، تصویر همگنتری از مغز زن و مرد به دست میآید و بسیاری از تفاوتها کمرنگ یا حتی محو میشوند (Frontiers in Behavioral Neuroscience, 2024).

رویکرد علممحور
بنابراین رویکرد علممحور روشن است. نخست باید اصل را بر شباهت گذاشت، نه تفاوت. یعنی مغز زن و مرد اساساً یکسان است، مگر آنکه دادههای بسیار قوی خلاف آن را نشان دهند. دوم اینکه حتی وقتی تفاوت میانگینی گزارش میشود، نباید آن را به تکتک افراد تعمیم داد. سوم، باید از کلیشهسازی اجتماعی پرهیز کرد. یک تفاوت کوچک در آزمون فضایی یا حافظهٔ کلامی نمیتواند مبنای روایتهای کلان دربارهٔ «زن هیجانی» یا «مرد منطقی» قرار گیرد. چهارم، باید زیست و فرهنگ را همزمان دید. رفتار انسان محصول تعامل ژنها، هورمونها، تجربه و ساختار اجتماعی است. جدا کردن یکی از این عوامل و تبدیل آن به «حقیقت مطلق» همان جایی است که علم تحریف میشود و به ابزار ایدئولوژیک بدل میگردد.
جمعبندی و پیام نهایی ....
روایت «زن و مرد اساساً مغز متفاوت دارند» بیش از آنکه علمی باشد، فرهنگی و سیاسی است. علم به ما میگوید که شباهتها بسیار بنیادیتر و گستردهتر از تفاوتها هستند. بزرگنمایی تفاوتها به جای اینکه به رهایی زنان منجر شود، آنها را دوباره در قالب موجوداتی هیجانی و بیفکر نمایش میدهد و کلیشههای قدیمی را بازتولید میکند. رویکرد درست این است که تفاوتهای کوچک زیستی را بپذیریم اما همپوشانی عظیم را هم در نظر داشته باشیم، و همزمان روایتهای سادهانگارانه و سرکوبگر را نقد کنیم.
---
منابع
1. News-Medical. (2025). Study sheds light on early brain differences between genders. https://www.news-medical.net/news/20250107/Study-sheds-light-on-early-brain-differences-between-genders.aspx
2. PLOS ONE. (2024). Cognitive, sensory, and emotional changes associated with the menstrual cycle. https://journals.plos.org/plosone/article?id=10.1371/journal.pone.0318576
3. Frontiers in Behavioral Neuroscience. (2024). Sex differences in episodic memory and spatial cognition. https://www.frontiersin.org/journals/behavioral-neuroscience/articles/10.3389/fnbeh.2024.1457663/full
4. Stanford Medicine. (2024). Men and women brain organization patterns. https://med.stanford.edu/news/all
-news/2024/02/men-women-brain-organization-patterns.html