نقد نمایش خرچنگ که این روزها روی صحنه میرود ...

نمایش «خرچنگ» تجربهای سوررئال است که مدام بین حال، کابوسهای کودکی مرضیه و زندگی رو به زوال مرد داستان جابهجا میشود و مخاطب را از یک مهلکه به مهلکه دیگر میبرد. این پرشها و رفتوآمدهای ذهنی، تم اسکیزوفرنیک و دو قطبی مرضیه را به خوبی منتقل میکنند؛ مخاطب شاهد تغییر ناگهانی حالات، تضادهای روانی و نوسانهای ذهنی اوست و همین باعث میشود تجربه انسانی شخصیت کاملاً ملموس باشد.
میتوان این روایت را پذیرفت، به شرط آنکه چفت و بسطها و عناصر غیرقابل حذف روایت، شاخصتر کار گذاشته شوند. بعضی دیالوگها در میان موسیقی و افکتها شنیده نمیشوند و این ممکن است ارتباط حسی مخاطب با داستان را کاهش دهد. استفاده مداوم از لفظ «خانه» به مثابه کشور ایران، به دور از مفهوم وطن، شخصاً برایم جالب نبود و گاهی تجربه انسانی شخصیتها را کمرنگ میکرد. این رویکرد روی شخصیتپردازی نیز اثر گذاشته بود و مانع میشد قصه انسانی افراد داخل نمایش برجسته شود و نوعی دافعه ایجاد میکرد.
با این حال، ریتم روایت بسیار منسجم و طرحریزی شده است و مخاطب را بدون حس زدگی از یک مهلکه به مهلکه بعدی میبرد. چیدمان صحنه، نور و موسیقی با کشش و توازن مطلوب، فضایی داینامیک و زنده خلق میکنند و با صرف نظر از کلیشهها، نگاه اورپرفورمنس کارگردان به صحنه کنترل میشود. حتی حفظ صدای شخصیت آقابزرگ باعث شد این کاراکتر ابژهای ملموس و کنجکاویبرانگیز شود و تجربه حسی نمایش عمق پیدا کند.

بازی مهتاب ثروتی در نقش مرضیه درونی و با فلسفه مشخصی طراحی شده است. نقطه قوت بازی او نگاهها و بیان صورت است؛ به طوری که عمق شخصیت و پیچیدگیهای روانی او کاملاً منتقل میشوند. بازیگر نشان میدهد که به بلوغی از فرایند تحلیل نقش رسیده و تضادهای روانی و انسانی مرضیه را قابل لمس کرده است.
سجاد تابش نیز با اعتماد به نفس و تسلط بر صحنه، تعامل مطلوبی با فضای نمایش و دیگر بازیگران دارد و دامنه وسیعی از احساسات را بازنمایی میکند، به طوری که نمایشگاهی از خلاقیت بازیگری او شکل میگیرد.
در نهایت، «خرچنگ» نمایشی است که بین سوررئال و واقعی، بین یاد و حال، بین فرد و جهان پلی میزند. بزرگترین آسیب نمایش، نگاه سیاسی-نمادگرایانه مصرفی است که گاهی تجربه انسانی را تحتالشعاع قرار میدهد، اما بزرگترین نقطه قوتش بازی لایهای و طراحیشده شخصیتها، مدلاسیون و بستر قصه، و توانایی نمایش تضادها و پیچیدگیهای روانی شخصیتها است. نمایش نه تنها روایت سوررئال را منتقل میکند، بلکه مخاطب را به تجربهای فلسفی و احساسی درباره روان، خاطره و هویت انسانی دعوت میکند.
.....
از سجاد مهدیون.