خیلی وقت ها برای فرار از افکارم به خواب پناه میبرم اما حس پوچی بعد از بیدار شدن را دوست ندارم .
هرچیزی که تو را به یاد من بیاورد را دوست ندارم .
دلتنگی برای خاطراتی که دیگر نمیشود انها را ساخت دوست ندارم.
حرف زدن با ادم هایی را که نمیدانند زندگی چیست و
و دغدغه های سطحی دارند را دوست ندارم.
نگاه کردن به ستاره ها را بدون عینکم دوست ندارم .
از دست رفتن زمانم بخاطر فکر کردن به تورا دوست ندارم.
حرف های بی فکر را دوست ندارم.
پاییز بدون باران را دوست ندارم .
نگاه های بی معنا و گذرا را دوست ندارم.
بی توجهی به هنر را دوست ندارم .
انگار که خیلی از چیزها را دوست ندارم اما این جهان گوشش بدهکار علایق ما ادمیزادها نیست هرچه که خودش دوست داشته باشد را پیش میراند .