Tina
خواندن ۱ دقیقه·۱۳ روز پیش

.... دوست ندارم.

خیلی وقت ها برای فرار از افکارم به خواب پناه میبرم اما حس پوچی بعد از بیدار شدن را دوست ندارم .

هرچیزی که تو را به یاد من بیاورد را دوست ندارم .

دلتنگی برای خاطراتی که دیگر نمیشود انها را ساخت دوست ندارم.

حرف زدن با ادم هایی را که نمیدانند زندگی چیست و
و دغدغه های سطحی دارند را دوست ندارم.

نگاه کردن به ستاره ها را بدون عینکم دوست ندارم .

از دست رفتن زمانم بخاطر فکر کردن به تورا دوست ندارم.

حرف های بی فکر را دوست ندارم.

پاییز بدون باران را دوست ندارم .

نگاه های بی معنا و گذرا را دوست ندارم.

بی توجهی به هنر را دوست ندارم .

انگار که خیلی از چیزها را دوست ندارم اما این جهان گوشش بدهکار علایق ما ادمیزادها نیست هرچه که خودش دوست داشته باشد را پیش میراند .

شاید نوشتن راه فراری باشد برای مواقع دلگیری....
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید