Tina·۲ ماه پیشدیوار آسایشگاه : درک شدن سخت ترین چیز در این جهان صادق هدایت میگوید: در زندگی زخمهایی است که مثل خوره روح را آهسته در انزوا میخورد. گاه دیدهام که چه سکوتهایی مملو از فریاد است ،فریادی…
Tina·۱۰ ماه پیشتو ای شب باقی بمان .میان هیاهوی جهان ، غافل از هر درد و خوشی، غافل از هر گریه و خنده ای ایستاده ام.تهی از احساس تر از همیشه ، بی امان کلمه《 ای کاش 》را بر زبا…
Tina·۱۰ ماه پیشاینگونه بودینوری بودی که بر من تابید ، از من عبور کرد و جایی در دور دست ها به سایه ها پیوست. شعری بودی که بسیار بر زبان اوردمش ، اما فراموش کردم آن را…
Tina·۱۰ ماه پیششاخه های فرعی .تکه تکه شده امروح و تنم از هم کینه ای به دل گرفته اند. هر کجا که تنم و جسمم هست روحم از آن جا بیزار است.اموراتم همچون برگ های پاییزی ریخت…
Tina·۱ سال پیشامشب.بوسه ای بر افکار گُنگم میزنم.نمیدانم آرامگاه حقیقی که بتوانم افکارم را در آن دفن کنم را کجا میتوانم بیابم.از پنجره اتاق به بیرون خیره میشوم…
Tina·۱ سال پیشتو بودی . خلاء بزرگی وجودم را فرا گرفته است ، هیچ چیز روحم را ارضا نمیکند . گویی تکه ای از من گم شده است ، در مکانی یا شاید نزد کسی .هیچ چیز آر…
Tina·۱ سال پیشاو بود .چشمانش خسته بودند ، از نگاه های بیهوده، از منظره های مبهم، از چهره های درهم و بی لبخند، از گذرهای سریع و آنی.دستهایش خسته بودند، از خودکار…
Tina·۱ سال پیش.... دوست ندارم.خیلی وقت ها برای فرار از افکارم به خواب پناه میبرم اما حس پوچی بعد از بیدار شدن را دوست ندارم .هرچیزی که تو را به یاد من بیاورد را دوست ند…
Tina·۱ سال پیشدنیایی دیگرمیدانی داشتم به این فکر میکردم که اگر در جهانی دیگر با تو روبرو میشدم چقدر همه چیز متفاوت تر میبود. میتوانستیم صندلی هایمان را بگذاریم ،…