Tina
خواندن ۱ دقیقه·۱۸ روز پیش

سوار بر کشتی زندگی ..

در این ساعات از زندگی ام گویا واقعا حق انسان بودن را ادا میکنم.

طعم زندگی را میچشم و رنگ آسمان را هر روز برانداز میکنم هر شب به تماشای ستاره ها مینشینم و غرق در سکوت تاریکی میشوم .

لبخند روی لب هایم را دوست دارم هر چند همیشگی نیست.

هر روز خدا را شاکرم به سبب انسانی که هستم به سبب مسیری که در آن قرار دارم ،

خدا را شاکرم بابت تمام زیبایی هایی که تا به کنون دیده ام و تمام چیزهایی که تا الان تجربه کرده ام .

اگر روزی ماشین زمانی اختراع شد برمیگردم به گذشته اما هیچ‌ چیز را تغییر نمیدهم بلکه لحظه های زندگی ام را عمیقانه در آعوش میگیرم و با عمق وجود لمسشان میکنم چونکه منِ اکنون حاصل تک تک دقایق گذشته است اگر چیزهایی را تجربه نمیکردم هرگز به فکر تغییر نمی افتادم

《 دیروز به تاریخ پیوست ،فردا یک رازه ،اما امروز یک هدیه است 》

پس بیایید لحظات زندگی امان را صمیمانه میان بازوانمان بگیریم و انها را حس کنیم و نه صرفا‌ انها را پشت سر بگذاریم و تنها به فکر پایان لحظات باشیم

شاید نوشتن راه فراری باشد برای مواقع دلگیری....
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید