ویرگول
ورودثبت نام
الهام تربت اصفهانی
الهام تربت اصفهانیبا نوشتن از خود سعی می کنم طرح زندگی ام را کامل کنم
الهام تربت اصفهانی
الهام تربت اصفهانی
خواندن ۳ دقیقه·۸ روز پیش

در ستایش چیزهای کوچک روزمره


خواندن کتاب‌هایی با تصویرگری‌های والری گورباچف چه آنها که خودش نوشته چه آنها که فقط تصویرگری کرده برایم لذت‌بخش است. در داستان‌های او اتفاق‌های بزرگ و ترسناک یا زیادی هیجان‌آمیزی نمی‌افتد. 

داستان قهرمان ندارد، قهرمانی که می‌جنگد، قهرمانی که پیروز می‌شود، قهرمانی که به سوی ناشناخته‌ای می‌رود یا درس بزرگی از طبیعت یا پیرزن جادوگر می‌آموزد و من گمان می‌کنم او خوب کودک امروز را شناخته. کودکی که دنیایش با اخبار محاصره شده است. کودکی که هیچ فضای شخصی ندارد، خیلی وقتها حریمش بی‌ارزش شمرده می‌شود و به او اجازه داده نمی‌شود جهانش را کشف کند. او دنیای خیلی شلوغی دارد، پر از سر و صدا و خواسته‌هایی که اصلا مال خودش هم نیست پس چه بهتر که شخصیتی برایش بیافرینیم که فقط نگاه می‌کند. به دنبال  یک چیز قرمز راه می‌افتد و ساعتها مشغول دیدن می‌شود چیزی که ما از یاد برده‌ایم. همین دیدن ساده و گمان هم نمی‌کنیم که باید دیدن را به بچه‌ها بیاموزیم.

 شاید از وقتی زبان باز کرد کلاس آموزش زبان انگلیسی برایش مهم‌تر است یا حفظ کردن اشعاری که هیچ ربطی با برهه‌ی کنونی زندگی‌اش ندارد.

 شخصیت‌های داستان‌های گورباچف آزادند. آنها حتی می‌توانند با پوشیدن یک کت به یک حیوان دیگر تبدیل شوند و یک روز تمام بدون اینکه توسط بقیه مسخره شوند در همان جهان باقی بمانند. شخصیت‌های بزرگسال داستان‌ها پند و اندرز نمی‌دهند آنها فقط کنار کودکی که خیالبافی می‌کند یا گمان اشتباهی دارد می‌مانند. 

تصویرسازی‌ها پر از جزئیات واقعی روزمره است. خانه نامرتب است و اشیاء زیادی اینجا و آنجا پراکنده شده که به کودک اجازه می‌دهد نه فقط توسط داستان که با تصویرها هم خودش داستانی تازه بسازد، مثلا در داستان نیکی و روز بارانی در جریان قصه بچه‌ها به مامان در انجام کارهای خانه کمک می‌کنند. این را هیچ کجای داستان ننوشته فقط با تصاویر به ما نشان داده است. حتی نگفته خوب یا بد است فقط اجازه داده کودک با خودش فکر کند آها پس همانطور که ظرف‌ها را خشک می‌کنیم یا پله‌ها را تی می‌کشیم می‌توانیم خیالبافی هم بکنیم. 

و بله، البته که خیالبافی در داستان‌های گورباچف یک امتیاز است، می‌توانی شعر بگویی یا با آمیختن چند رنگ یک دنیای تازه بسازی و دیگران را در این خیال شریک کنی. به عنوان یک کودک همیشه به خاطر خیالباف بودنم توسط بقیه تحقیر شدم. نه نباید اینجوری فکر کنی واقعیت این شکلیه که ما بهت می‌گیم و کودک مگر چقدر سفت باشد که آن خیال را نگه دارد و تسلیم واقعیتی که بزرگسالان برایش تصویر می‌کنند نشود. 

حال که سالها از عمرم گذشته تازه فهمیدم که رویا داشتن و حتی خیالباف بودن برای خلق لازم است. حتی برای شادی و خنده وقتی که به خاطر یک روز بارانی توی خانه گیرافتاده‌ایم. رویا به تو توان می‌دهد که حتی بیشتر زنده بمانی. 

در داستان‌های گورباچف کودک چیزهای ساده را لمس می‌کند و به خاطر آنها قدردان می‌شود. به خاطر دوستانش در یک شهر بازی، به خاطر اینکه می‌تواند در یک اتاق تنها بخوابد، به خاطر اینکه اگر شب خواب بدی دید مامان کنارش خواهد بود. یا حضور کسی او را از ترس‌های نامربوط نجات خواهد داد. 

شخصیت‌ها همدیگر را دوست دارند و به فکر خوشحال کردن هم هستند با چیزهای خیلی کوچک مثل نقاشی یک درخت.

وقتی داستان « چه فکر خوبی مولی!» را می‌خواندم به این فکر کردم که این داستان‌ها چیزی شبیه به یک هایکوی کوتاه کودکانه است. هایکو در ادبیات ژاپن یک برهه است. یک تصویر ساده از اطراف که یادت می‌اندازد نگاه کردن و درست دیدن یک چیز چقدر شاعرانه و آرامش‌بخش است. مثلا تاب خوردن یک گلبرگ شکوفه و به زمین رسیدنش. همین. یا مثل شعرهای مولی در کتاب گورباچف « برف/ بلور سفید/ برق می‌زند/ در شب»

اینکه این تصویر ارزشمند است از کنارش عبور نکن. چه پیامی از این مهمتر می‌توانیم به بچه‌ها منتقل کنیم؟

آموزش زبانزبان انگلیسیتصویرگریکتاب کودک
۰
۰
الهام تربت اصفهانی
الهام تربت اصفهانی
با نوشتن از خود سعی می کنم طرح زندگی ام را کامل کنم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید