الهام تربت اصفهانیدرفرهنگ و اندیشه·۱ ماه پیشاتاقی برای مهمانکتاب را شروع کردم در حالی که میدانستم همزمان با شخصیت اول داستان با تجربهی حضور متفاوت دیگری دچار بحران خواهم شد. داستان شروع میشود با ه…
الهام تربت اصفهانی·۱ ماه پیششجریان و کیک سیب کاراملچند روز پیش که داشتم با یک دستور جدید کیک درست میکردم. همهجا آشوب بود. خانه، ذهنم و کارهایم همه مانده بود. منظورم کارهایی است که به نظر…
الهام تربت اصفهانی·۲ ماه پیشدر باب بهمنخان بودنبهمن خان آدم معروفی بود، برای خودش کسی بود. کمکم حوصلهاش از توی خانه بودن سر رفت و آمد دم در نشست و با بیحوصلگی آدمها را تماشا کرد. م…
الهام تربت اصفهانی·۳ ماه پیشنقش خرابامروز که نشسته بودم حافظ میخواندم رسیدم به بیتی که خیلی تکانم داد و مدتهای زیادی به خودش مشغولم کرد «هر که آمد به جهان نقش خرابی دارد/در…
الهام تربت اصفهانی·۳ ماه پیشکار پدر همیشه درست استحقیقت این بود که ما خانهی درخت توت را فروخته بودیم که یک تاکسی نارنجی خارج از رده بخریم. ولی چرا خانه را فروختیم که با آن تاکسی بخریم؟ ه…
الهام تربت اصفهانی·۳ ماه پیشدربارهی «سرمایه» در فیلم پیر پسرصحبت دربارهی فیلم پیر پسر و نقد و تحلیل دربارهاش بسیار است چرا که فیلم سرشار از نماد، جزئیات، نقاشی، ادبیات و فرامتن است. اما من دربا…
الهام تربت اصفهانی·۴ ماه پیشعنکبوت عاشقبه خوابهایم فکر میکنم، به این اندیشههای در هم تنیده که شکل و شمایلی سوررئال دارند، که مثل تکههایی از یک فیلم پشت سر هم از مقابل ذهنم ع…
الهام تربت اصفهانی·۵ ماه پیشبندهاکتاب را باز کردم و جملهی اول را چندبار خواندم.( اگر یادت رفته آقای عزیز، بگذار یادت بیندازم: من زنت هستم.) از همین میشد فهمید که من این ک…
الهام تربت اصفهانی·۵ ماه پیشثریا خانم روایت شما کجاست؟در مدرسه و دانشگاه تا میرسیدیم به نام شهریار میگفتند مقلد حافظ بوده و هیچ نوآوری در شعر نداشته است، بعد هم میچسباندنش به چند تا سیاستمد…
الهام تربت اصفهانی·۵ ماه پیشریسمانها ما را به کجا میرساندجدال میان تاریکی و روشنایی در خانهی ما از صبح خیلی زود آغاز میشد. درست وقتی که مامان با نشاط و انگیزه از خواب برمیخاست، گلدانهایش را آب…