ویرگول
ورودثبت نام
منصور سجاد
منصور سجادمشق‌های نوشتن
منصور سجاد
منصور سجاد
خواندن ۳ دقیقه·۱ روز پیش

آیا هر اختلاف خانوادگی قابلیت داستان شدن دارد؟

تقریباً در همه خانواده‌ها اختلاف وجود دارد؛ از بحث‌های ساده روزمره گرفته تا تعارض‌های عمیق و ریشه‌دار. اما همه این اختلاف‌ها لزوماً داستان نمی‌شوند. می‌توان گفت هر اختلافی «پتانسیل» داستان شدن دارد، اما تنها زمانی به روایت دراماتیک تبدیل می‌شود که عناصر مشخصی در آن فعال شود.

برای روشن شدن موضوع، می‌توان به فیلم The Roses رجوع کرد. در این فیلم، ما با یک اختلاف زناشویی روبه‌رو هستیم؛ چیزی که در ظاهر بسیار عادی به نظر می‌رسد. اما این اختلاف به داستانی دراماتیک و تصاعدی تبدیل می‌شود، چون فقط یک بحث عاطفی نیست. موضوع درباره قدرت، مالکیت، جایگاه اجتماعی و هویت فردی است. اختلاف زمانی داستان می‌شود که چیزی مهم در خطر باشد. در The Roses، آنچه در خطر است صرفاً عشق نیست، بلکه خانه، اعتبار، تصویر اجتماعی و حتی تعریف هر شخصیت از خودش است.

فیلم با تصویری از یک زوج موفق و خوشبخت آغاز می‌شود؛ خانه‌ای مجلل، موقعیت اجتماعی تثبیت‌شده و هماهنگی ظاهری. این نقطه شروع اهمیت زیادی دارد، چون داستان نیاز به نقطه تعادل اولیه دارد تا سقوط بعدی معنا پیدا کند. سپس توازن قدرت برهم می‌خورد. یک بحران حرفه‌ای یا جابه‌جایی جایگاه اجتماعی باعث می‌شود اقتدار مرد زیر سؤال برود و زن از حاشیه به مرکز توجه نزدیک شود. این همان لحظه‌ای است که اولین ترک در ساختمان رابطه ایجاد می‌شود.

نخستین درگیری جدی، اختلاف را از سطح گفت‌وگوی عادی خارج می‌کند. از اینجا به بعد، رابطه وارد مرحله رقابت می‌شود. در میانه داستان، عشق جای خود را به جنگ می‌دهد و خانه به میدان قدرت تبدیل می‌شود. هر حرکت حساب‌شده و هر واکنش رنگ تلافی به خود می‌گیرد. در ادامه، فروپاشی اخلاقی رخ می‌دهد؛ جایی که هدف دیگر حل مسئله نیست، بلکه شکست دادن طرف مقابل است. در نهایت، رویارویی نهایی نشان می‌دهد که پیروزی واقعی وجود ندارد و هر دو طرف چیزی را از دست داده‌اند.

مسیر تغییر شخصیت مرد در این فیلم روشن است. او در آغاز، فردی موفق، مسلط و مطمئن به نظر می‌رسد. هویتش به کنترل و اقتدار گره خورده است. اما وقتی توازن قدرت برهم می‌خورد، احساس تهدید می‌کند. به جای گفت‌وگو، به تحقیر و کنترل متوسل می‌شود. غرورش فعال می‌شود و رابطه را به میدان رقابت تبدیل می‌کند. سقوط او بیرونی و نمایشی است؛ ساختمان شخصیتش از بالا فرو می‌ریزد و اقتدار ظاهری‌اش به نقطه ضعف تبدیل می‌شود.

در مقابل، مسیر زن متفاوت اما موازی است. او در ابتدا نقش تثبیت‌کننده دارد و در سایه موفقیت مرد قرار گرفته است. اما با تغییر شرایط از حالت دفاعی به تهاجمی حرکت می‌کند و به‌تدریج عاطفه‌اش سخت و محاسبه‌گر می‌شود. فروپاشی او تدریجی و درونی است. او از همسر همراه به استراتژیست جنگ تبدیل می‌شود. هر دو شخصیت تغییر می‌کنند، و همین تغییر است که اختلاف را به داستان تبدیل می‌کند.

چرا این اختلاف داستان شده است؟ چون چیزی بزرگ در خطر است، چون شخصیت‌ها مجبور به انتخاب می‌شوند، چون تنش تصاعدی است و چون پیامد واقعی وجود دارد. در این روایت، هیچ‌کس بدون هزینه از میدان خارج نمی‌شود.

اما بسیاری از اختلاف‌های خانوادگی مناسب داستان نیستند. اختلاف‌هایی که پیامد ندارند، معمولاً دراماتیک نمی‌شوند. بحث‌های تکراری روزمره که هیچ تغییری ایجاد نمی‌کنند، روایت نمی‌سازند. اگر بعد از هر دعوا همه چیز به وضعیت قبلی بازگردد، داستانی شکل نگرفته است. همچنین اختلاف‌هایی که تضاد ارزشی عمیق ندارند، معمولاً ظرفیت دراماتیک کمی دارند؛ مگر آنکه نویسنده بتواند لایه پنهان‌تری در آن کشف کند

زندگی روزمره سرشار از اختلاف است، اما تنها زمانی درام شکل می‌گیرد که این اختلاف به بحران هویت، تغییر قدرت و انتخاب اخلاقی تبدیل شود. The Roses نمونه‌ای روشن از این فرایند است؛ جایی که یک دعوای زناشویی، با افزایش خطر و تغییر شخصیت‌ها، به تراژدی‌ای مدرن درباره غرور و قدرت بدل می‌شود. همین فاصله میان اختلاف ساده و بحران هویتی است که مرز میان زندگی عادی و داستان را مشخص می‌کند.

داستاننقد فیلمتحلیل فیلممعرفی فیلمفیلم
۴
۲
منصور سجاد
منصور سجاد
مشق‌های نوشتن
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید