ویرگول
ورودثبت نام
منصور
منصورمشق های نوشتن را اینجا میگذارم
منصور
منصور
خواندن ۱ دقیقه·۱ ماه پیش

اهالی کتاب برضد کتاب‌

در گروه ناشران یک پیام از قول رییس کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران ذکر شده است: «رسول جعفریان: دعوت به کتاب‌خوانی سنتی، دعوت به عقب‌ماندگی است/ درخت‌ها را به خاطر کاغذ کتاب قطع نکنید»

و یکی از همکاران پیشکسوت ما نیز پیام آن پیام نوشته است « کاملا درست است»

این مطلب را در پاسخ‌شان نوشتم:

رئیس کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران که انتظار می‌رفت
حداقل یک کتاب‌دوست باشد
به‌طور رسمی اعلام کرد کتاب کاغذی تمام شده است
و نباید کسی برای نجات آن تلاشی کند.
او مرگ کتاب را نه تنها قطعی دانسته، بلکه از آن استقبال هم کرده است

همکار پیشکسوت ما که چندین بار نامشان را در کاندیداهای عضویت در هیأت مدیره اتحادیه دیده‌ایم هم از این نظر استقبال می‌کند و می‌گوید
«کاملاً درست است»
این صحبت‌ها در تاریخ نشر کشور به‌عنوان نمونه‌های نادر
تشویق رسمی یک صنف به تعطیلی خودش ثبت خواهد شد.
سازمان‌هایی که باید روندی را کند کنند، خودشان آن را تسریع می‌کنند. آن هم در هفته کتاب!
وضعیت شبیه پزشکی
که خودش به بیمار می‌گوید بهتر است زحمت درمان را نکشد
تا فرایند طبیعیِ از دنیا رفتن، با سرعت مناسب‌تری طی شود

برای مرگ کتاب نیازی به تصمیم‌های پیچیده نیست،
زیرا خود کسانی که باید آن را حفظ کنند، از قبل فاتحه کتاب را خوانده‌اند
شاید وضعیت ما مشابه این شعر است:

تبر،
به پشت درخت جوان فرود آمد.
چنان گریست که هیزم‌شکن پشیمان شد.
به خویش گفت:
«از این روزیِ سیاه چه سود؟
دریغ! چند توان خورد نان خون‌آلود؟ »

درخت گفت: «بزن! گریه‌ام ز جور تو نیست.
شکایت از تو ندارم،
حکایت دگری است.
مرا گلایه از این تندِ تیزِ چالاک است.
که دسته‌یِ تبر از ماست!
جگر ز جور جگرگوشه‌ای مرا چاک است!»

کتابانتشاراتنویسندهکتاب بازنویسندگی
۶
۷
منصور
منصور
مشق های نوشتن را اینجا میگذارم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید