Lady noon·۱۸ ساعت پیشآخر خطحدود سه سال از آخرین حضورم در اینجا میگذره و زندگی خیلی پر پیچ و خم تر از اونچه که فکر میکردم بود...اینجام تا یه چیز خیلی مهم رو بهتون بگم…
حدیثه سادات حسینی·۲ روز پیشپشت صحنهی نوشتن رمان دومماز بی اینترنتی استفاده کردم و رفتم سراغ رمان One Breath Apart. رمانی که قراره پرحجم و تلخ باشه. مملو از نکه های داستانی واقعی از زندگی تو ب…
الف نوشته·۵ روز پیشصدایم کن؛ به هر چه تو میخواهی...به -جهانی- که «ه» ندارد؛ جهان من خون گریه میکند.
بهجت غفاری·۱۰ روز پیشتلخه ولی مینویسممن بهجت غفاری هستم. مینویسم چون بعضی حرفها جای گفتن ندارند، بعضی دردها فقط وقتی روی کاغذ بیایند آرام میگیرند. مینویسم ساده و بی ادعا
آزاده·۱۱ روز پیشاولین نوشته من در ویرگولنوشتن بعد از مدت هااولین باری که شروع کردم به نوشتن تقریبا ۸ یا ۹ سالم بود احتمالا با غلط های املایی فراوان شروع به نوشتن کردم و یادمه که ی…
طوبا وطنخواه·۱۳ روز پیشراننده نیسان آبیراننده نیسان آبیاواسط زمستان بود و از نیمهشب نمنم بارانی تا گرگ و میش صبحگاهی باریده بود. مردی متوسطالقامت و تنکریش که سی ساله مینمود…
الف نوشتهدروارون·۱۵ روز پیشما خوبیم و این یک نفرین است...نفرین شدهایم و این نتیجه خوب بودنمان بود؛...
حدیثه سادات حسینی·۱۵ روز پیشغمنامهای به جامعهی نویسندگی ایرانستارههای شب بالای تمام ایدههای خیس خوردمو در قالب رمان انگلیسی چشمک میزنن و پارچه ی رنگارنگ داستانم رو روی طناب فایل گوگل داک پهن میکنم…