ویرگول
ورودثبت نام
منصور سجاد
منصور سجادمدیر انتشارات کلید آموزش
منصور سجاد
منصور سجاد
خواندن ۲ دقیقه·۱ ماه پیش

میکروفیکشن دقیقاً چیست؟

در اصل، داستان بسیار کوتاه یا فلش‌فیکشنِ خیلی کوتاه است. بر اساس بعضی تعریف ها میکروفیشن ها کمتر از ۳۰۰ کلمه هستند.

صرف‌نظر از تعداد کلمات ، نکتهٔ اصلی میکروفیکشن این است که در زمان بسیار کوتاهی یک داستان تعریف کند؛ همه‌چیز کوتاه، فشرده و مستقیم باشد.

موضوعشان می‌تواند هر چیزی باشد. موضوع، زاویهٔ دید، زمان روایت، نوع واژگانی که استفاده می‌کنید،همهٔ این‌ها کاملاً آزاد است. چون فرم بسیار کوتاهی است، قوانین مشخص و سفت‌وسختی مثل فرم‌های بلندتر ندارد و از این نظر تجربی‌تر است.

اگر بخواهید کاملاً دیالوگ باشد، می‌شود. اگر بخواهید هیچ دیالوگی نداشته باشد، باز هم می‌شود.

اما چرا نوشتن آن ارزش دارد؟ چون تماماً دربارهٔ همان لحظه است. هیچ وقت و فضایی برای چیزهای بی‌اهمیت وجود ندارد. هر چیزی که هست، دلیلی دارد و باید اثرگذار باشد.

از این نظر، میکروفیکشن به شما یاد می‌دهد بفهمید واقعاً چه چیزی در داستانتان اهمیت دارد و چطور آن را تا حد ممکن شفاف و فشرده به خواننده منتقل کنید. این مهارتی است که می‌توانید در همهٔ انواع داستان‌نویسی از آن استفاده کنید، نه فقط نوشته‌های کوتاه. یاد گرفتن تمرکز روی اصلِ ماجرا و کنار گذاشتن هر چیزی که به هدفتان کمک نمی‌کند، بسیار ارزشمند است.

اولین نکتهٔ کلی این است که واقعاً منابع مشخصی برای ساختار میکروفیکشن وجود ندارد. داستان‌ها آن‌قدر کوتاه‌اند که تلاش برای نوشتنشان با یک الگوی ساختاری خاص فایده‌ای ندارد. ذات میکروفیکشن تجربی‌تر است، پس بهتر است با جریان ایده‌ها پیش بروید.

نکتهٔ دوم این است که بهتر است با یک حس مشخص بنویسید. اگر بدانید می‌خواهید داستانتان چه حال‌وهوایی داشته باشد یا می‌خواهید خواننده در پایان چه احساسی داشته باشد، این موضوع به شما جهت و تا حدی ساختار می‌دهد. هدف در میکروفیکشن همان هدف همیشگی نوشتن است: ایجاد احساس در خواننده. اما این بار فقط ۱۰۰ کلمه وقت دارید.

مثل همهٔ داستان‌ها، میکروفیکشن هم با یک ایده شروع می‌شود، اما برخلاف فرم‌های بلندتر، این ایده‌ها نباید خیلی مفصل باشند،حتی بهتر است که نباشند.چون وقت و فضا ندارید.

داستان کوتاه
۳
۰
منصور سجاد
منصور سجاد
مدیر انتشارات کلید آموزش
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید