نویسنده کیست؟ کاتب کیست؟ تفاوت و شباهت آنها چیست؟
کسی که فقط مینویسد، بیشتر شبیه به یک «کاتب» عمل میکند. وظیفه او انتقال یک پیام یا ثبت یک واقعه است. کاتب:
از کلمات و عبارات آماده (کلیشه) استفاده میکند چون این کار سریعتر است.
تمرکز اصلیاش بر «چه چیزی» گفته میشود، نه «چگونه» گفته میشود.
نوشته او ممکن است صحیح باشد، اما «روح» ندارد؛ یعنی خواننده بعد از خواندن آن، هیچ تجربهی درونی یا تصویری در ذهن خود نمیسازد.
او فقط کلمات را از حافظه یا از واقعیتِ بیرونی برمیدارد و روی کاغذ مینشاند.
نویسنده فراتر از چیدن کلمات میرود. نویسندگی، یک «فرایند آگاهانه» است. نویسنده فقط کلمات را نمینویسد، بلکه او با استفاده از کلمات، «دنیا» میسازد. ویژگیهای یک نویسنده واقعی عبارتند از:
نگاه منحصربهفرد: نویسنده نمیگوید «هوا بارانی بود» (گزارش کاتب)؛ او با نگاه خودش، باران را طوری توصیف میکند که شما حس کنید قطرات آن روی پوست شما مینشیند.
مدیریتِ احساسات خام : نویسنده، آشوبهای ذهنی و احساسات خام خود را به «انضباط کلمات» تبدیل میکند. او میداند چگونه یک حس مبهم را به یک جمله دقیق تبدیل کند.
آشناییزدایی: برخلاف کاتب که با جملات تکراری و «پشت کامیونی» پیش میرود، نویسنده سعی میکند چیزهای آشنا را به شکلی تازه و غافلگیرکننده نشان دهد.
ایجاد پیوند علّی: در نوشتهی نویسنده، اتفاقات تصادفی نیستند؛ هر کلمه و هر واقعه، زنجیرهای از علیت و منطق درونی داستان است.
تفاوت اصلی در مقصد است:
هدف کاتب، «تمام کردنِ متن» است. او میخواهد به انتهای صفحه برسد.
هدف نویسنده، «ارتباط برقرار کردن» است. او میخواهد با خواننده یک پیوند عمیق برقرار کند، او را به فکر وادارد یا او را به دنیای دیگری ببرد.
اگر احساس میکنید نوشتههایتان بیشتر شبیه به گزارش یا کپیبرداری از دیگران است، این سه گام را بردارید:
از گزارش دادن دست بکشید و به سمت نمایش (Show, Don’t Tell) بروید: به جای اینکه بگویید یک شخصیت «عصبانی است»، نشان دهید که چگونه لرزش دستانش را پنهان میکند.
روی «چشمِ خودتان» کار کنید: سعی کنید به جای تکرار دیدگاههای عمومی، از زاویهی دید منحصربهفرد خودتان به جهان نگاه کنید.
بازنویسی را جدی بگیرید: نویسندگی در واقع در مرحلهی بازنویسی اتفاق میافتد؛ جایی که کلماتِ کاتب، به کلماتِ نویسنده تبدیل میشوند.
این متن براساس گفتههای مصطفی مستور تهیه شده است