ویرگول
ورودثبت نام
منصور سجاد
منصور سجادمشق‌های نوشتن
منصور سجاد
منصور سجاد
خواندن ۴ دقیقه·۷ ساعت پیش

نویسندگی برای تاب‌آوری

گاهی در زندگی وارد دوره‌هایی می‌شویم که همه‌چیز مبهم و سنگین به نظر می‌رسد؛ اتفاقات تلخی روی داده ،خبرها نگران‌کننده‌اند، آینده روشن نیست، برنامه‌ها به‌هم می‌ریزد و ذهن مدام بین ترس و نگرانی در رفت‌وآمد است. کارهایی که قبلاً عادی و ساده بود حالا انرژی زیادی می‌گیرد، تمرکز کمتر می‌شود و آدم بعضی روزها فقط تلاش می‌کند روز را به شب برساند. در چنین شرایطی طبیعی است که احساس خستگی، بی‌حوصلگی یا حتی بی‌معنایی کنیم، انگار فقط داریم دوام می‌آوریم نه اینکه زندگی کنیم.

وقتی فشارهای بیرونی زیاد می‌شود، معمولاً دنبال راه‌حل‌های بزرگ می‌گردیم؛ تغییر شغل، جابه‌جایی، تصمیم‌های ناگهانی یا معجزه‌ای که یک‌باره همه‌چیز را درست کند. اما واقعیت این است که در روزهای سخت، بیشتر از تصمیم‌های بزرگ، به عادت‌های کوچک و مداوم نیاز داریم؛ کارهایی ساده که هر روز بتوانند کمی از بار ذهن‌مان کم کنند و کمک کنند روی پا بمانیم. یکی از ساده‌ترین و در دسترس‌ترین این عادت‌ها، نوشتن است؛ کاری که نه ابزار خاصی می‌خواهد، نه مهارت حرفه‌ای، نه استعداد ادبی. فقط یک دفترچه و چند دقیقه خلوت.

تاب‌آوری یعنی توانایی ادامه دادن وقتی اوضاع مطابق میل‌مان نیست؛ یعنی نشکستن زیر فشار، حتی اگر خم شویم. برخلاف تصور رایج، تاب‌آوری یک ویژگی ذاتی نیست که بعضی‌ها داشته باشند و بعضی‌ها نه. بیشتر شبیه یک عضله است که با تمرین قوی‌تر می‌شود. نوشتن یکی از همین تمرین‌هاست. وقتی تجربه‌های تلخ و نگرانی‌ها را فقط در ذهن نگه می‌داریم، آن‌ها بزرگ‌تر و ترسناک‌تر می‌شوند. فکرها مدام تکرار می‌شوند، سناریوهای بد پشت سر هم می‌آیند و ذهن خسته می‌شود، حتی اگر اتفاق تازه‌ای نیفتاده باشد. ما فقط با واقعیت نمی‌جنگیم، با بازپخش بی‌پایان آن در ذهن‌مان هم می‌جنگیم.

نوشتن این چرخه را می‌شکند. وقتی کلمه‌ها روی کاغذ می‌آیند، از سرمان بیرون می‌روند و جایی بیرون از ما قرار می‌گیرند. چیزی که تا چند دقیقه پیش یک توده‌ی مبهم و سنگین بود، حالا تبدیل می‌شود به چند جمله‌ی مشخص. همین فاصله‌ی کوچک، اثر بزرگی دارد. احساس‌ها واضح‌تر می‌شوند، می‌فهمیم دقیقاً از چه چیزی ناراحت یا عصبانی یا نگرانیم. ذهن خلوت‌تر می‌شود و می‌توانیم منظم‌تر فکر کنیم. مهم‌تر از همه، حس می‌کنیم هنوز روی بخشی از زندگی‌مان کنترل داریم. در دنیایی که خیلی چیزها از اختیار ما خارج است، همین که بتوانیم بنشینیم و چند خط بنویسیم، یک تجربه‌ی ساده از «من می‌توانم» است.

نوشتن ما را از حالت قربانی اتفاق‌ها بودن بیرون می‌آورد و به جایگاه راوی می‌برد. وقتی روایت می‌کنیم، فقط درون ماجرا غرق نیستیم؛ کمی عقب می‌ایستیم و آن را تماشا می‌کنیم. این فاصله باعث می‌شود به‌جای اینکه احساس‌ها ما را با خود ببرند، بتوانیم آن‌ها را ببینیم و بفهمیم. گاهی همین فهمیدن، نیمی از مسیر آرام شدن است. بسیاری از آدم‌ها بعد از مدتی نوشتن متوجه می‌شوند که مشکلات‌شان هنوز هست، اما دیگر آن‌ها را له نمی‌کند، چون یاد گرفته‌اند با آن‌ها گفت‌وگو کنند.

برای این کار لازم نیست خوب بنویسیم. لازم نیست جمله‌های قشنگ بسازیم یا متن ادبی تولید کنیم. قرار نیست کسی نوشته‌ها را بخواند یا قضاوت کند. نوشتن برای تاب‌آوری، یک تمرین شخصی است، نه یک اثر هنری. می‌توانیم ساده و شکسته بنویسیم، حتی نامرتب و پر از خط‌خوردگی. مهم صداقت است، نه زیبایی. همین که واقعی بنویسیم، کافی است. گاهی چند کلمه‌ی ساده مثل «امروز خیلی خسته‌ام» یا «از آینده می‌ترسم» از صدها جمله‌ی رسمی و مرتب اثرگذارتر است.

شروع کردن هم سخت نیست. می‌شود روزی پنج یا ده دقیقه وقت گذاشت و به چند سؤال ساده جواب داد: امروز چه چیزی ذهنم را درگیر کرد؟ چه چیزی ناراحتم کرد؟ چه چیز کوچکی خوشحالم کرد؟ از چه چیزی می‌ترسم؟ اگر بخواهم این روزها را برای یک دوست تعریف کنم، چه می‌گویم؟ همین پرسش‌های ساده در را باز می‌کند. کم‌کم نوشتن تبدیل می‌شود به یک عادت؛ مثل مسواک زدن یا چای خوردن. عادتی کوچک که اثرش در طول زمان خودش را نشان می‌دهد.

در روزهای سخت، کارهای کوچک معجزه می‌کنند. یک پیاده‌روی کوتاه، یک گفت‌وگوی صمیمی، چند دقیقه نفس عمیق کشیدن و چند خط نوشتن. همین کارهای ساده ما را به زمین وصل می‌کند و نمی‌گذارد از هم بپاشیم. نوشتن شاید دنیا را تغییر ندهد، اما کمک می‌کند ما در برابر دنیا دوام بیاوریم. کمک می‌کند بفهمیم چه بر ما می‌گذرد و چطور می‌توانیم ادامه بدهیم. گاهی همین ادامه دادن، بزرگ‌ترین موفقیت است.

اگر این روزها ذهن‌تان شلوغ و دل‌تان سنگین است، منتظر حال بهتر یا شرایط ایده‌آل نمانید. یک دفتر باز کنید، تاریخ امروز را بنویسید و شروع کنید. آرام، ساده و فقط برای خودتان. شاید همین چند خط کوتاه، تکیه‌گاهی شود که نمی‌گذارد زیر فشار روزگار خم شوید.

تاب آوریجنگنویسندگیکتابداستان
۲
۰
منصور سجاد
منصور سجاد
مشق‌های نوشتن
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید