در دنیای امروز که همه عجله دارند خیلی زود به همهجا برسند، خواندن داستان زندگی برخی آدمها مثل یک «ایست» آرامشبخش است. یکی از این آدمها، ژوزه ساراماگو، برنده جایزه نوبل ادبیات و نویسنده رمان مشهور «کوری» است.
زندگی او برای هر کسی که رویای نوشتن در سر دارد اما با ترس و ناامیدی دستوپنجه نرم میکند، یک کلاس درس بزرگ است. در اینجا سه درس کلیدی از زندگی او را بررسی میکنیم که میتواند مسیر نویسندگی را تغییر دهد:
۱. دانشگاه واقعی او «کتابخانههای عمومی» بود
ساراماگو در خانوادهای بسیار فقیر به دنیا آمد. آنقدر فقیر که مجبور شد تحصیلات دبیرستان را رها کند و برای گذران زندگی به هنرستان فنی برود تا «مکانیک قفلساز» شود. او نه در دانشکده ادبیات درس خواند و نه استاد راهنمای مشهوری داشت.
ساراماگو یک نویسنده خودآموخته بود. او شبها، پس از پایان کار طاقتفرسای روزانه، به کتابخانههای عمومی لیسبون میرفت و ساعتها مطالعه میکرد. او نویسندگی را نه از طریق جزوههای دانشگاهی، بلکه از طریق «بلعیدن کتابها» یاد گرفت.
درس برای ما: اگر دسترسی به کلاسهای گرانقیمت ندارید، نگران نباشید. کتابخانهها و کتابهایی که در قفسه دارید، بهترین استادان نویسندگی شما هستند. خواندن عمیق، بهترین مدرسه برای یک نویسنده است.
۲. شکوفایی در ۶۰ سالگی (پیروزی بر وسواس دیر شدن)
بسیاری وقتی به ۳۰ یا ۴۰ سالگی میرسند ،دچار بحران میشوند و فکر میکنند فرصتشان تمام شده است. اما جالب است بدانید که ساراماگو تا سن ۵۳ سالگی حتی به عنوان یک نویسنده حرفهای شناخته نمیشد!
او بخش عمده زندگیاش را به کارهای اداری، ترجمه و روزنامهنگاری گذراند. شاهکارهای اصلی او که جهان را تکان داد (مثل کوری) همگی بعد از ۶۰ سالگی او نوشته شدند. او تازه در ۷۶ سالگی جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرد.
درس برای ما: نویسندگی مسابقه دو سرعت نیست، بلکه یک ماراتن طولانی است. پختگی کلمات نیاز به زمان و تجربه زیسته دارد. اگر در ۲۰ سالگی ننوشتهاید، شاید قرار است در ۶۰ سالگی با یک شاهکار برگردید.
۳. نویسندگی از دلِ سختیها بیرون میآید
ساراماگو تا میانسالی طعم فقر، بیکاری و سختیهای زیادی را چشید. اما همین تجربهها بودند که به نوشتههای او عمق بخشیدند. او یاد گرفت که چگونه به جای دیدن ظاهر اشیاء، به عمق پدیدهها نگاه کند. کوری کتاب معروف او، حاصل سالها مشاهده دقیق جامعه و رنجهای بشری بود.
اگر امروز احساس میکنید مهارت کافی ندارید، یا فکر میکنید برای شروع یادگیری نوشتن سنتان بالا رفته است، به یادِ آن مکانیک قفلساز بیفتید که شبها در گوشه کتابخانه مینشست و رویای کلمات را میبافت.
ساراماگو به ما ثابت کرد که:
- مهم نیست از کجا شروع میکنید (حتی از یک کارگاه قفلسازی).
- مهم نیست چه زمانی شروع میکنید (حتی در دهه ششم زندگی).
- تنها چیزی که مهم است، استمرار در مطالعه و شجاعت برای نوشتن است.
قلم را بردارید و بنویسید؛ شاید جهان منتظر شاهکاری است که قرار است در دهههای بعدی زندگیتان خلق کنید.
---