دوستانم سلام
امیدوارم حالتون خوب باشه.
دوستان خودتون میدونید که در پستهای قبلی تلاش کردم بیشتر کپی رایتیگ کنم، البته کپی رایتینگ را دوست هم دارم و منکرش نیستم که از کودکی عاشق تعریف کردن و خلاصه تمام چیزهایی که میخواندم، میشنیدم و حس میکردم، بودم و هستم. امیدوارم که مباحث را پسندیده باشید.
نمیدونم در این نزدیک به دوسال که با هم بودیم چقدر من را شناختید من عاشق حس کردن هستم و احساسم را دوست دارم.
میدونم به خدا میدونم چقدر خیلی از شما به من میگید تو این شرایط انقلابی با آن همه جان عزیزی که از دست رفته و خانوادههای داغدار و گرفتار و خطر جنگ و گرانی خیلی سرخوشی.

باور کنید اینطور نیست و من هم عزادارم و خیلی هم گریه کردم و متاثر شدم مگر میشد ناراحت نشد.همهی آن عزیزان هموطنان عزیزم بودند که امیدوارم خدا به همهی بازماندگان صبر بدهد.
ولی در این نوشته مبحث دیگری را دنبال میکنم.
در جنگ دوازده روزه من خیلیها را دیدم و یا شنیدم که کارشان به بستری کشید و یا به فکر خودکشی افتادند..
اما من از شرایط خودم راضی بودم نمیگم صدرصد .ولی بالای چهل درصد آداپته شدم و این برای خودم ارزشمند بود.
در این نوشته میخوام بگم این شرایط بیرونی سپری میشه یا ایران تسلیم میشه یا نمیشه . یا جنگ میشه یا نمیشه. یا شما به عشقت میرسی با نمیرسی. یا امسال لباس نو میخری یانه .
شاید مجبور بشی آجیل شب عید نخری یا حتی مهمانی نری و ندی. یا حتی با شوهرت دعوا کنی و بعد شب بغلش کنی و بگی ببخشم و اون هم دورت کنه و گریه کنی.
یا بچهات ازت لباسهای مد روز بخواد اشکال نداره باید بهش بگی شرایطم مساعد نیست و او را قوی کنی.من خیلی وقتها از قصد لباس مارک و مد روز براشون نمیخرم با اینکه دوستان و فامیل تن میکنند چون میخوام بفهمند با لباسهای معمولی هم میشه سر کرد و خوش بود.
میدونم نزدیک عیده. و دوست داری تازگی به خونه بیاری دوست خانم خودم. ولی تازگی که همراه با اعصاب خوردی باشه چه اهمیت داره.
اگر بخواهید قوی باشید مهمترین حسی که میتونه براتون بهترین عملکرد را داشته باشه کدومه.
برای من به ترتیت حس چشایی و لامسه و شنوایی و بینایی و بویایی است. برای شما به ترتیب کدومه؟
یک آدم لمسی دوست داره از کنار هر چیزی که رد میشه دست بکشه. از ارتباطات حسی با جنس مخالفش خوشش میآید.حتی شده یک نوازش ساده یا یک اردنگی باشه که تو بازی میخوره.
خوب اگر لمسی هستی دنیات را یکم حسیتر کن. ملافه نرم، یک دستمال نرم که دوستش داری. من از لمس صفحات کتاب و حرکت خودکار روی کاغذ مخصوصن کاهی خوشم میاید .
شاید باورتون نشه من بچه بودم خیلی از دفترهای کاهی که مدرسه بهمون میداد با اون خودکارهای نوک دراز خوشم میاومد و دفترهای سفید خودم را با کاهی بچهها طاق میزدم.
دست کشیدن روی گلها و طبیعت و اگر به حیوانات فوبیا نداری لمس حیوانات خانگی یا حتی خیابانی.يکبار یک پسر آرایشگر به من گفت لمس و تغدیه یک بچهگربه کوچک او را از افسردگی نجات داده .

اگر دوست دختر یا پسر نداری یا همسر، لمس دست پدرتون تاکید میکنم جنس مخالف اثر بهتری دارد، ولی میتونید با همجنس خودتون هم انجام دهید.
در مورد حس قوی بعدی: شنوایی، خوب خودم هم اذعان میکنم که در این حس قوی عمل نمیکنم. ولی بیایید با هم تلاش کنیم. خودتون مدل خودتون را تو موسیقی مدل علاقهتون میدونید خوب اگه نمیدونید پیداش کنید و فایلهای دم دستی زیادی ازش داشته باشید. یک نکته از فایلهایی هم که متنفر هستید هم یکی دونمونه داشته باشید.
در مورد شنوایی شاید همه به موسیقی توجه دارند ولی موردی که در شنوایی برای من لذت بخشه. سکوت خونه در شبه.
شنیدن صدای آکواریوم ماهیها یا صدای نالهی مرغ عشقه همسایه از اتاق بچه. یا خود صدای سکوت.
صدایی که احساس میکنید از لای درز درها یا پنجرهها آرام میشنوید و همیشه هم شبیه صدای باد نیست و شما را کمی متوهم میکنه.

در کل به صدای طبیعت اطرافتون از جفتگیری گربه تا اویاوی نوزاد همسایه یا صدای سوپر محله و افغانیهایي که با یک زبان پشتو و سرخوش سطلهای آشغال را با سروصدا جابهجا میکنند. یا حتی صدای حرکت پایی روی آسفالت.یا صدای هو هوی یا کریمان.
صدای مامان بابا و دوستان و بچههاتون و البته شکایتهای بیوقفه همسرتون هم یادتون نره ! واقعن میگم حالش را ببرید نشون میده بیکس نیستید تو این روزگار بیکسی.
شاید برای خیلی از شما بینایی بزرگترین حسه؛ مخصوصن اگر آقا باشی. یک آلبوم درست کن از ادمهای مهم زندگیت مثلن بابا مامان، عشقت، دوستهای اجتماعی محبوب و حال خوب کن، حتی از نوشتههاشون. از آلبوم خاطراتت هم عکسهای مورد علاقهات را سیو و طبقهبندی کن.
عکس هایی که حالت را خوب میکنند را پیدا کن از طبیعت تا صخرهنوردی یا طبیعت بیجان یا عکس حیوانات عکس دخترهای و پسرهای زیبا و روستاییها با لباس محلی و خوشرنگشون و قیافههای ساده و بیریا و اصیل.

از سفرههای رنگی از خونههای زیبا از ساکنان قشنگ از مکانهای تاریخی یا سرگرمیها در بازارچهها، از مرکز خریدهای شیک.
ببینید ما اکثریتمون در شرایطی هستیم، بیشتر هم خودم را میگم که شاید با شرایطی که دارم تا آخر عمر مفید به جایی دورتر از اصفهان نروم، اون هم به لطف ویلای مجانی و امکاناتی که دوستان و خانواده به من لطف میکنند وگرنه شرایط آن را هم ندارم و الویتهام خیلی متفاوته در خرج پول.پس بهتره به جایگزینهایی که هست فکر کنیم.
میخوام برای توصیح این صحبتم ، ترانهای که به نظرم با وجود فان بودن در اجراش، نکته مهمی را به من در این مورد یاد داد را با هم زمزمه کنیم:
درسته که بنز ندارم اما پیکان که دارم
درسته که پاریس نمیرم. اما کیش که میرم
درسته یک زن خوشگل ندارم. اما زن مهربون که دارم.
شما میتونید هزار تا چیز در نقطهچین بذارید و ببینید مثلن اگر از زیبایی پاریس بیبهرهاید از زیبایی کیش نگم کرج یا پارک محله بهره مندید.حالش را ببرید سهم شما اینقدره، منصفانه نیست خوب مگه کسی گفته ما در بهشتیم ما در دنیاییم! با همین خوش باشید. به خدا پاریس هم پر از موشه من نرفتم ولی شنیدم.
و می بینید کمکم شکرگزارتر و ارامتر میشید.
دوستان نوشته کمی طولانی شد.البته ازحس مورد علاقه خودم چشایی، چیزی نگفتم خوب این را با خودتون میگذارم و تو کامنتها بگید چطور باهاش حالتون را خوب میکنید.
حال خوب شما آرزوی هر روزه من است. از خداوند میخواهم به حق تمامی قلبهای پاک و دلهای مهربون و دستهای بخشندهای که در این خاکه، این کشور را از تمامی بلایا و جنگها و دشمنی ها و کینها و ناپاکیها به دور و مملو از زیبایی و بخشندگی و خوبی و صفا کند.
