چند روز پیش که با پسرم پارک رفته بودم، امیرعلی داشت سرسره بازی میکرد و در زمین خاکی کنار پارک که پر از درخت بود خاکبازی میکرد و من هم در یک گوشه از یک صندلی خودم را جاگیر کرده بودم که بعد چند لحظه دیدم صدای خندهای از گوشهی پارک میآید: دو نوجوان داشتند همدیگر را میبوسیدند و بچههای ده دوازده ساله با دیدن این منظره میخندیدند و مسخره بازی در میآوردند .
مادرها که متوجه قضیه شدند شروع به فحاشی و تهدید دو نوجوان کردند که فی الساعه به پلیس زنگ میرنند و چند دقیقه بعد دو نوجوان از پارک فرار کردند و سنگ و بطری آب و فحش بود که حوالی آن بیچارهها شد.
بعد از این که همه چیز کمی آرام شد و بچهها دوباره شروع به بازی کردند و امیرعلی هم دوباره به خاکبازی مشغول شد, من از منصوره که سردسته گروه خانمهایی که سروصدا کرده بودند پرسیدم: درک میکنم کار این دو تا نوجوان زشت بود ولی تو چرا اینقدر جو زده شدی و شلوغ کردی؟
منصوره گفت:" پسر نوجوان من که داره فوتبال بازی میکنه اگه بعد دیدن این صحنه دلش بلرزه و برود اینکار را با یک دختر بکنه من چه کار کنم و یا دختر دبیرستانیام همین طور میدونی وقتی بچهها به سن ۱۵ سال به بالا میرسن آدم صبح تا شب قضیهاش این میشه که به کسی کاری نداشته باشند یا کسی بهشون کاری نداشته باشه."
بقیهی مادرها هم همین مشکل را داشتند. شب که شد خیلی به این قضیه فکر کردم زمانی را به یاد آوردم که در این سنین بودم و میدانم بازار عشق و عاشقی تو این سنین چقدر گرمه و چقدر سوزان.
تجویزی که دین و عرف میکنند فقط تقوا و پرهیزکاری تا رسیدن به سن ازدواج هست.
ولی خوب گپ ده پانزده ساله از سن بلوغ تا سن ازدواج را نمیشود برای همه با یک نسخهی واحد تقوی رفع و رجوع کرد.
پس چه باید کرد؟
من هم نمیدانم چون آدمها متفاوتند و نمیشود اصلن نسخهی واحدی داد.
عدهای پیشنهاد صیغه را میدهند که مفسدههایی که دارد در خیلی از فیلمها نمایش داده شده و جای هیچ تردیدی نیست که جوابگوی حل مسئله نیست.
اما همانطور که میدانید و میدانیم همچین شرایطی در کشور نیست ورزش در کشور ما به یک کالای بسیار لوکس تبدیل شده است .
برای درس خواندن در دانشگاه هم باید نوجوان از سد کنکور بگذرد که خود یک عامل افسردگی و سرخوردگی است و اگر بتوانی با کلی هزینه و زحمت از این سد و دژ محکم عبور کنی هیچ تضمینی نیست که بتوانی با این بازار کار فشل کاری متناسب با رشتهی تحصیلی پیدا کنی و تازه پس از کلی درس خواندن باید دوباره تو آرایشگاهها کسب مهارت کنی تا بتوانی کمی مستقل شوی.
برای پسرها که باید زندگی را اداره کنند که شرایط بدتر هم هست چون علاوه بر مشکل کاریابی مشکل سربازی هم البته هست .
بعد از کلی صبوری و خویشتنداری و تلاش برای پیدا کردن یک کار وقتی جوان به خواستگاری میرود با کوهی از هزینههای بزرگ و کوچک برای تشکیل خانواده روبرو میشود که باعث میشوند خیلیها همان اولش عطایش را به لقایش ببخشند و ترجیح میدهد به ازدواج سپید یا همان رابطه غیر شرعی و عرفی با دوست دخترش ادامه دهد.
در این میان کاملن پیداست سالها سرخوردگی جنسی و زندگي سراسر ناشاد جنسی چه بر سر خانوادهی کوچکی که پس از کلی حمایت خانوادهها و له شدن زیر چرخ های بزرگ تورم تشکیل میشود خواهد آورد.
بزرگترین مشکل برای مردها کم شدن فانتزیهای جنسی است که همین خود باعث کاهش شدید تمایل و لذت جنسی میشود و گاه مرد برای رفع این نقص دنبال تماشای پورن میرود که ایجاد توقع های بیجا و زیادهخواهانه و گاه غیر معقول از عروس میشود.

در طرف بانوان هم سالها سرخوردگی جنسی و خودداری و کنترل امیال سبب میشود زن نتواند به رابطه تن بدهد و واژونیسم و یا بسته شدن واژن حین دخول از مشکلات شایع خیلی از خانمها در سال اول ازدواج هست که با مداخلات پزشکی دردناک و ناراحتکننده برای عروس و داماد همراه است. که گاه باعث میشود داماد دچار عدم اعتماد به نفس شود و مداخلات خانوادهها را سبب و موجبات طلاق را فراهم آورد .
اما اگر موانع ازدواج بر ارادهی جوان فائق شود ممکن است فرد دچار انحرافات جنسی شود از جمله رابطههای سکسی مجازی که دوطرف از طریق گوشی عکسهایی از بدن و جاهای خصوصیاشان با هم رد و بدل میکنند و از طریق چت و عکس به ارضا میرسند که سبب بسیاری از سو استفادهها و ناراحتیهای اعصاب و روان میشود.
گاهن بررسیها نشان میدهد که یکی از عوامل روابط با همجنسان همین سرخوردگی جنسی دوران بلوغ تا سن ازداوج و درگیریهای فرد برای ارضا میباشد.
و البته انحراف خود ارضایی که بسیار فراگیر است چون برخلاف بقیهی روابط خیلی خصوصی است و احتیاج به هزینه ندارد و بسیار شخصی است اما دیگر بر کسی پوشیده نیست که تا چه حد بر بهداشت جسمی و جنسی و اعصاب تاثیر گذار است.
من دوباره بعد از اینکه دورنمای مشکلات ازدواج را گفتم به اول داستان برمیگردم آیا آن دو نوجوان کار درستی کردند یا نه ؟