flaneur·۶ روز پیشزندگی در یک خانه شیشهایصبح خواب موندم و یک ساعت دیرتر رسیدم سرکار.از لحظهای که چشم باز کردم این جمله داشت توی سرم تکرار میشد؛ و ما انسان را در رنج آفریدیم…یاد…
flaneur·۷ روز پیشلگدهایی که به سایهام میزنم...کف زمین کنار بخاری نشستم، خنکای زمین و گرمای بخاری حس متناقض جالبی بهم داد.بعد از حدودا 15 ساعت دویدن اجباری برای گذران زندگی نکبتی بزرگسال…