ویرگول
ورودثبت نام
کلاغ
کلاغ
کلاغ
کلاغ
خواندن ۵ دقیقه·۱۵ روز پیش

ریش و سبیل

درود، امیدوارم خوب باشید.

فکر میکنم راجب اکثر چیزهایی که توی ذهنم هست حرف زده باشم داخل ویرگول...
از روزهام داخل مغازه بگیر تا شب ها که میزنم بیرون...
شاید 50 درصد از زندگیم رو اینجا نوشته باشم فقط، هرچند اون 50 درصد باقی مونده هم چیز خاصی نیست، احساسات، عواطف، طرز فکرم، رفتارم و چیزای دیگه‌اس...

قبلا خیلی ازشون فرار میکردم، اما خب چه کنم، اوناهم بخشی از من هستند، یعنی اونا منو تشکیل دادن، آدم تشکیل شده از احساساتشه، این وسط طرز فکر و همه چیزای دیگه هم دخیله...

خیلی اوقات کمک کننده‌ان، خیلی اوقات هم جوری آتیش به جونت میندازه که تا چندسال خاموش نمیشه هرکاریش بکنی، هرچقدر منطق بیاد جلو بگه بس کن و بخواد کنترل رو دست بگیره، این احساس، دل یا هرچی شما اسمش رو میزارید کنترل همه چیز رو دست میگیره و حتی زندگیتون رو مختل میکنه...
چیز عجیب و جالبیه، بعضی اوقات ازش فرار میکنم، بعضی اوقات ازش لذت میبرم و همینطور ازش خیلی میترسم...

یچیزی رو فهمیدم، البته نمیدونم کامل درست متوجه این موضوع شدم یا نه، آدم های ضعیف دست روی احساسات شما میزارن تا شما با اونا بمونید، میدونید منظورم از آدم ضعیف کیان ؟
کسایی که حتی از یه ریسک ساده هم توی زندگیشون میترسن، کارهاشون رو گردن بقیه میندازن، خانوادشون رو اذیت میکنند و بدخلقی میکنند اما بیرون که میرن میخندن و یه روی دیگه نشون میدن، کسایی که جرات زندگی کردن ندارن، نمیتونند حق خودشون رو بگیرن، تا بحث رفتارهاشون میشه داد و بیداد راه میندازن و مظلوم نمایی میکنند، کسایی که اشتباهای خودشون رو قبول ندارن، برای هرچیزی بهونه تراشی میکنند، بهتون زیاد دروغ میگن، خودشون رو دائم قربانی میدونند، یه عذر خواهی ساده بلد نیستند، مرز های سالم توی رابطه هاشون چه دوستی چه عاشقانه یا هرچیز دیگه ای ندارن، تا یچی میشه خودشون رو به موش مردگی میزنند تا شما بیخیال بحث کردن راجب چیزای مهم باهاشون بشید، تحمل یه انتقاد خیلی ساده هم ندارن، فقط منم منم میکنند، بزدلن، ترسو‌‌اند، دائم از واقعیت ها فرار میکنند و چیزای دیگه که خودتون میدونید...

اینا بنظرم آدمای ضعیفی هستند که کارهایی از این قبیل میکنند، البته توی این مورد هم شاید من اشتباه میکنم و اینا آدمای ضعیفی نیستند و هرکدوم از این رفتار ها یه شاخه جداگانه برای خودشون دارن، اگر اسم مناسبی برای این افراد دارید خوشحال میشم کامنتش کنید، فعلا بخاطر این وضعیت بررسی مسخره ویرگول کامنتی نمیزارم، اما وقتی که این محدودیت مسخره برداشته بشه کامنت میزارم...

هرچی هست از آدم ضعیف بدم میاد، نمیگم خودم خیلی قویم و این چرت و پرت ها، اصلا منظور من این نیست که من خییییییلی قوی و خوبم...
اصلا همچین چیزی نمیخوام بگم، شاید بخوام خودم رو در نظر بگیرم برم تو دسته متوسط ها، حد وسط ها، نه اینطرفم و نه اونطرف، یچی وسط...

اما از ضعیف ها بدم میاد، اینا زندگی رو زهرمار میکنند برای شما و هرکسی که اطراف اینطور آدما باشه، تا حد خیلی زیادی دورم از این آدمای ضعیف بود، روابطم رو باهاشون قطع کردم، چیزی که خیلی خیلی خوب توی این زندگی یاد گرفتم اینه که چطور یکیو از زندگیم حذف کنم، البته یکی که به درد هیچی نمیخوره، آدمای خوب رو نگه میدارم همیشه و این مزخرف هارو همون هفته اول حذف میکنم...

قبلا حوصله داشتم و با اینا سر و کله میزدم که درستشون کنم، دیدم نه اینا ضعیف تر و ترسو تر از چیزین که فکرش رو میکردم، باعث میشدن خودم از خودم حالم بهم بخوره که چرا کمک اینا کردم، میدونی اکثریتشون تهش چی بهت میگن ؟
میخواستی کمک نکنی، مگه من مجبورت کردم ؟

کلا تهش یکار میکنند که پشیمون بشی از وجودت توی زندگیشون، اینا حتی قدر یه لبخند روهم نمیدونند، چه برسه به کمک کردن شماها...
بعضی هاشون هستن یکم عجیب‌ترن، یهو وسط کارهاشون میفهمن که اشتباهه رفتارهاشون و از شما و هرکسی دیگه معذرت خواهی میکنند اما صبح بعدی که از خواب بیدار میشن همه چیز یادشون رفته و دوباره همون آش و همون کاسه همیشگی...

خلاصه که از اینا دوری کنید، باهاشون دوست نشید و مهمتر از همه هیچوقت عاشق همچین آدمایی نشید، دیدم خانواده هایی رو که پدر یا مادر خانواده ضعیف باشه، زیاد هم دیدم، اگه پدر باشه، حتی یه خرید ساده رو برای مادر و بچه ها زهر مار میکنه و اگه اون ضعیفه مادر باشه، آب خوردن روهم برای اهل خونه زهر مار میکنه...

اما یه چیزی هست که به چشمم اومده، این مرد هایی که ضعیفن بچه های خیلی خوبی بزرگ میکنند، منظورم اینه بچه هاشون با درد بزرگ میشن، البته باید اینم در نظر گرفت که اون آدم جنبه درد رو داره یا نه، چون بعضی ها هستند یکم بهشون فشار بیاد فکر میکنند بدبخت‌ترین آدم دنیان و این آدما معمولا پسربچه های بزرگی هستند که فاز میگیرند دنیا مو به مو بهشون بد کرده، اون آدمی که جنبه درد رو داره اگه فشار بیاد بهش خودش رو جمع و جور میکنه و مشکلات رو حل میکنه...

یه دوستی داشتم، بابای ضعیفی داشت، خودشم تحمل دردش بالا بود، از همونایی که خودشون رو جمع و جور میکنند...
هم سن من بود اما انگار 50 سالی سن و تجربه داشت...
هروقت مشکلی داشتم زنگ میزدم بهش میگفتم فقط بهم بگو چیکار کنم ؟، برای هرچیزی یه راه حلی داشت...
دوستم مشکلات تورو حل نمیکرد، کمکت میکرد که مشکلاتت رو حل کنی، کنارت بود، کنارت بود چون میدونست تنها بودن یعنی چی...
تو زندگی دنبال همچین آدمی بگردید، این آدما سراسر تاثیر خوبن، کاری میکنند که اعتماد بنفس و عزت نفستون هم زیاد بشه حتی...

تو خونشون یه آدم ضعیف داشتن، اما خودش قوی ترین آدمی بود که به عمرم دیدم و مطمئنم هرگز دیگه پسری مثل اون رو نمیبینم توی زندگیم، به همه یه لقب میدم، اما لقبی برای اون پیدا نمیکنم، لقب مَرد هم کمه براش، از همون اول دوستت داشتم، تو کاری کردی بفهمم هنوز کسایی هستند که مردونه رفتار کنند، مرد باشند نه فقط یک نَر که ریش و سبیلشون در اومده باشه...

دوست دار شما

کلاغ

دلنوشته
۰
۰
کلاغ
کلاغ
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید