ویرگول
ورودثبت نام
نیم نگاه
نیم نگاه
نیم نگاه
نیم نگاه
خواندن ۱ دقیقه·۲ ماه پیش

نیم‌نگاهی به کوچه‌هایی که گم شدند؛ ما در شهر زندگی می‌کنیم یا شهر در ما؟

گاهی تمام شهر را می‌گردیم دنبال تکه‌ای آرامش غافل از اینکه آرامش در همین سادگی‌ها بود
گاهی تمام شهر را می‌گردیم دنبال تکه‌ای آرامش غافل از اینکه آرامش در همین سادگی‌ها بود

در مطلب قبلی گفتم که می‌خواهم با هم نیم‌نگاهی متفاوت به دنیای اطرافمان داشته باشیم امروز می‌خواهم از جایی شروع کنم که هر روز در آن نفس می‌کشیم راه می‌رویم و بزرگ می‌شویم کوچه‌ها و خانه‌هایمان.

این روزها وقتی از پنجره به بیرون نگاه می‌کنم به جای آسمان فقط سنگ و سیمان می‌بینم یادم هست قدیمها خانه‌ها نفس می‌کشیدند. حیاط داشتند باغچه داشتند و حوضی که عصرها دورش می‌نشستیم و صدای خنده‌مان تا هفت کوچه آن‌طرفتر می‌رفت آن زمان خانه فقط سقف و دیوار نبود هویت بود آرامش بود.

اما حالا چه؟ ما آرام‌آرام از خانه‌هایی با پنجره‌های رو به آفتاب اسباب‌کشی کردیم به آپارتمانهایی که بیشتر شبیه جعبه‌های سنگی هستند. دیوارهای بلند و آسانسورهای سرد دلهای ما را هم از هم دور کرده است در یک ساختمان ده واحدی زندگی می‌کنیم اما گاهی حتی نام همسایه بغل‌دستیمان را هم نمی‌دانیم.

سوال اینجاست در این مسابقه‌ ساخت‌وساز و بالا رفتن برج‌ها آرامش کجای نقشه جا ماند؟ آیا واقعاً پیشرفت یعنی اینکه حیاط و درخت را بگیریم و به جایش پارکینگ و لابی سنگی بسازیم؟

نیم‌نگاهی به دوروبرتان بیندازید شاید وقت آن رسیده که دوباره از خودمان بپرسیم ما داریم شهر را می‌سازیم یا این شهر آهنی است که دارد روح و سبک زندگی ما را تغییر می‌دهد؟

سبک زندگیشهر
۷
۰
نیم نگاه
نیم نگاه
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید