نه در خطّهی وجود، من تابلویی دارم
نه در سپهرِ هستی، بُرگی از دلسوز دارم
ز عمقِ نهانخانهی جان، شعلهای بیفروغ
که ز هیچ کس نگشود، نه به قلم نه به سرود دارم
نه سرّ خویش بجویم، نه آینه میطلبم
که در بندِ غبارم، نه خود را نه آنکس دارم
ز پردهی حیرتم، نه نگاهی، نه جوابی
که در هوسِ شبان، نه خوابِ شیرین دارم
ز پنهانخانهی دل، نه پژواکی نه نغمه
که در خلوتِ خاموش، نه صدایی نه آزار دارم
به قلم: لیلی مصطفی زاده
