ویرگول
ورودثبت نام
فرشته بهزاد
فرشته بهزاد
فرشته بهزاد
فرشته بهزاد
خواندن ۲ دقیقه·۴ ماه پیش

الگوهای تحمیلی

از تولید به مصرف؛ از ولگردی در صفحات بی‌معنای سوشال مدیا تا بیکاری و بی‌عاری روزهای تکراری. از بی‌دغدغه زیستن تا حسرت خوردن برای خوشی‌های دیگران. از راضی نبودن به هیچ و ناله کردن از زمین و زمان. از غر زدن‌های پی‌درپی و از ندانستن چراییِ زیستن.

هر چیز که در جستجوی آنی ، آنی. خوب من که پی هیچ میگردم پس آنم؟


ما گرفتار جهانی شده‌ایم که موفقیت را تنها در پول و زندگی لاکچری خلاصه کرده است. هر کس بیرون این دایره بایستد، بازنده تلقی خواهد شد. پس چرا دکتری را دیده ام که سال‌ها زحمت کشیده، اما از زندگی‌اش ناراضی است؟ چرا کسی را دیده ام که پول دارد اما شرف نه، ته دلش از خودش بیزار است؟ چرا زندگی‌های به ظاهر بی‌نقصی که در شبکه‌های اجتماعی می‌بینیم، با واقعیت آدم‌های پشت آن فاصله‌ای چنین عمیق دارند؟

زندگی یک خط‌کش واحد نیست. موفقیت شکل‌های گوناگون دارد. می‌شود کم‌پول بود و ساده زیست، اما در نگاه خودت انسانی موفق باشی. موفقیت یعنی در مسیر فردیت و باورهای شخصی‌ات قدم برداری، نه در چهارچوب مترها و الگوهای تحمیل‌شده.

من از یک‌شکل بودن بیزارم.

از ساختمان‌های تکراری، از زیبایی‌های تعریف‌شده توسط بیزنس‌من‌ها، از ظاهرهای لاکچری و باطن‌های فروریخته. از تمام مترهای جهان، از الگوهای از پیش تعیین‌شده، از اینکه بند به گردنم بیاویزند تا در مسیر کسی که اندکی قدرت دارد، حرکت کنم. من از جهانی که مصرف‌گرایی اصل زندگی باشد بیزارم.

می‌خواهم آرمان‌گرایانه زندگی کنم. می‌خواهم پا به عرصه زیستن با منطق و عرفان خودم بگذارم، هرچند بدانم سودی در آن نیست. اما لااقل آنچه را می‌جویم، از آنِ خودم باشد، نه تزریق‌شده از جهانی بیگانه.

می‌خواهم اخبار را با چشم خودم ببینم، نه از زبان موافق و نه از زبان مخالف. نمی‌خواهم مغزم ظرفی خام در اختیار رسانه‌ها باشد. می‌خواهم خودم با اندیشه‌ام پرش کنم حتی به غلط.

باید بی‌فتوا زندگی کرد. بی‌رهبر. بی‌مجتهد. بی‌نیاز از هر کسی که بخواهد برایم رنگ و بوی بتراشد.
آخر، میگذارم از این شهر میروم. با هر چه عشق به این شهر دارم میروم.

سوشال مدیاشبکه‌های اجتماعیموفقیت
۲۰
۳
فرشته بهزاد
فرشته بهزاد
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید