
همه ما میدانیم که تئوریها زیبا هستند، اما تحول در عمل اتفاق میافتد.
هدف این مقاله، صرفاً ارائه پنج مرحله مدل کو-اکتیو نیست؛ بلکه نشان دادن این است که چگونه این ساختار، یک مراجع درگیر در چالشهای واقعی را به سمت وضوح قدرتمند هدایت میکند.
مراجع
مراجع بنده، یک خانم کارآفرین اهل شیراز بود .
############
گام اول : سلام و احوال پرسی
هدف: خلق یک فضا و اتصال عاطفی برای ورود کامل مراجع به جلسه.
در این مرحله، کوچ با حضور کامل، به مراجع کمک میکند تا از شلوغی های ذهنی خارج شده و تمرکز کند.
جلسه شروع شد....
در ابتدا خودم را معرفی کردم و مختصر از سوابقم توضیح دادم و بعد از ایشون خواستم که خودشان را معرفی کنند.
مراجع نیز خودش را بطور کامل معرفی کرد و گفت که من خانم رضایی اهل شیرازم و یه کارگاه کوچک خیاطی توی شیراز دارم و علاوه بر اون در یک آموزشگاه خیاطی آموزش میدهم و هم آموزش میبینم در کنار اون یک کلاسی قبلاً شرکت کردم به صورت آنلاین که تعداد ۲۰۰ عدد سیدی آموزشی از آن کلاس را هم دارم که قصد دارم آنها را کامل ببینم و مفاهیم را که خیلی سخت و پیچیده عنوان شده را ساده سازی کنم و به دوره آموزشی برای هنرجویان خودم تبدیل کنم .
بگذار یک توضیح مختصر بدم واقعیت این هست که قصد دارم همه سیدیها را که گوش دادم خودم کارگاه آموزشگاه خیاطی با این متد بزنم چون این یک متد جدیدی هست که من قصد دارم توی شیراز راه اندازی کنم.
در این قسمت کمی با او همراهی کردم و با روی خوش و تعریف از شهر شیراز و هنرمندان شیراز و اینکه چه ایده خلاقانه ای که میخواهی آموزش های پیچیده را به آموزشهای ساده تبدیل کنی .
مراجع خیلی خوشحال شدم و ایجاد بود که یخ شکنی انجام و فضای امن گفتگو ایجاد شد و مراجع آماده مرحله دوم شد.
################
گام دوم: کشف موضوع و هدف
هدف: حرکت از دغدغه های سطحی (مثل "کمبود وقت") به هدف متمرکز و عمیق جلسه.
این مرحله، هنر تبدیل یک کوه مشکلات به یک قله صعودی برای جلسه است.
ادامه جلسه کوچینگ.....
در این مرحله ما با سوالات اکتشافی شروع میکنیم به کنجکاوی و کندوکاو کردن تا بتوانیم مراجعه را از سطح به عمق ببریم.
نکته مهم در اینجا این است که ما باید حضور کامل داشته باشیم و فعالانه گوش بدهیم و سعی کنیم گوش دادنمان از نوع سطح ۲ و ۳ باشد. و حتی الامکان به سطح ۱ که شنیدن معمولی هست برنگردیم.
ادامه جلسه ....
قبل از اینکه مراجع میخواست موضوعش را بیان کند من در خصوص کوچینگ توضیحاتی دادم و گفتم که چه تفاوتی با مشاور و روانشناس دارد.
سپس اصل محرمانگی را برای ایشان توضیح دادم و توضیح دادم که تمام موارد و مسائلی که در این جلسه عنوان میشود بین ما محرمانه میماند و کسی هم از آن مطلع نمیگردد.
با توجه به اینکه مدیریت زمان جلسه با کوچ میباشد لذا بنده از ایشان در ابتدای جلسه اجازه گرفتم که در طول جلسه هر کجا که احساس کردم گفتگو از چارچوبه اصلی خارج شده من بتوانم ورود پیدا کرده و صحبتشان را قطع نمایم تا بتوانیم به یک نتیجه خوب در زمان مناسب دست پیدا کنیم،که ایشان هم این اجازه را به بنده دادند.
تعیین هدف و موضوع جلسه
از اینجا مرحله دوم شروع شد و من ازشون پرسیدم که از این جلسه کوچینگ چه توقعی داری و دوست دارید چه دغدغه و موضوعی را مطرح کنی که حل آن باعث خوشحالی شما شده و دستاورد خوبی برای شما به همراه دارد.
مراجع گفت که من خیلی سرم شلوغه زمان کم میآورم که به ایشان گفتم میشود توضیح بیشتری بدی که یک روز شما از چه فعالیتهایی شروع میشه و با چه فعالیتهایی تمام میشه؟
مراجع گفت بله حتماً توضیح میدم.
من یک کارگاه خیاطی کوچک راه اندازی کردم و علاوه بر کارگاه خیاطی ام ،در یک آموزشگاه خیاطی هم ثبت نام کردم و در آنجا هم مربی هستم و به هنرجویان مبتدی آموزش خیاطی میدهم و هم هنرجو هستم و دارم خیاطی پیشرفته را آموزش میبینم.
علاوه بر فعالیتهای کاری و آموزشی مسئولیت خانه داری و رسیدگی به امور فرزندان نیز با من هست شامل پیگیری تکالیف مدرسه ،بردن به کلاسهای ورزشی و فوق برنامه.
هرروز باید صبحانه بچه ها و شوهرم را آماده کنم و بعد از اینکه بچه ها به مدرسه رفتن من هم به آموزشگاه میرم و در انجا ابتدا بعنوان مدرس و مربی مشغول به آموزش دادن به هنرجویان میشوم و در ساعت بعد یعنی ۱۰ صبح بعنوان هنرجو در سر کلاس مینشینم و آموزش میبینم تا ساعت ۱۱ و نیم بعد از اون به منزل میام و تا ناهار بچه ها و شوهرم را گرم کنم ناهار را شب قبل تهیه کردم.
بعد از ناهار هر روز تا ساعت ۳ بعد از ظهر به بچه ها کمک میکنم تا تکالیف شان را بنویسند و بعد از تکالیف باید بچه ها را به کلاسهای زبان و ورزش ببرم و برگردانم به خانه و وقتی برمیگردم خانه دیگه شب شده یعنی ساعت ۸ و باید شام و تدارک ببینم و شوهرم هم از سر کار میاد با هم غذا میخوریم بعد از شام دوباره به تکالیف بچه ها رسیدگی میکنم و اینجا من فرصتی دارم که بخواهم روی کارهای خودم کار کنم ولی بچه ها اجازه نمیدهند لذا منتظر میمانم که بخوابند و بعد گوش دادن به سی دی ها را شروع کنم که آنها هم نمیخوابند تا من نخوابم.
اگر هم بخوام خودم رو به خواب بزنم و بعد که آنها خوابیدند بلند شوم دیگر خودم هم حس و حال مطالعه و کار ندارم.
اینجا بود که دوباره ازش پرسیدم که چالش اصلی ات چیه اونو میشه به من بگی توی یک جمله. (تعیین هدف و موضوع جلسه)
گفت بله من قبلاً یک دوره آنلاین خیاطی خریداری کردم که شامل سی دی های آموزشی هست ،حدود ۲۰۰ تا سی دی که در اون یک متد خیاطی به روش خاص آموزش داده شده که من قصد و هدفم این هست که یک کارگاه خیاطی با این متد جدید راه اندازی کنم چرا که کارگاه آموزش خیاطی با چنین متدی در شیراز وجود ندارد و اگر این کار را انجام دهم میتوانم درآمد خیلی خوبی کسب کنم و هنرجویان زیادی نیز جذب آن میشوند.
لذا هدف من این هست که سی دی ها رو تا آخر گوش بدم و سپس مفاهیم آن را ساده سازی کنم چرا که مطالب داخل این سی دی ها خیلی سنگین بوده و درک آن برای همه راحت نیست.
لذا چالش و مشکل اصلی من کمبود وقت است میخواهم این سی دی ها را گوش بدم و دوره خودم رو طراحی کنم .
گفتم درست از شما شنیدم شما با کمبود زمان مواجه شدی درسته؟
ایشان هم تایید کرد پس گفتم اگه آخر این جلسه به این آگاهی برسی که زمان کم نداری و میتونی کارگاه خودت رو با متد جدید خیاطی راه اندازی کنی به هدفت رسیدی درسته؟
ایشون هم تایید کرد و گفت بله دقیقاً
(در اینجا هدف و موضوع جلسه مشخص شد)
############
گام سوم : کاوش و خلق آگاهی💡
هدف: گسترش آگاهی مراجع از طریق سؤالات عمیق، به چالش کشیدن فرضها و مشاهده الگوها.
در اینجا، کوچ به مراجع کمک میکند تا از چارچوب ذهنی "کمبود وقت" خارج شود و به "اولویت انتخابهایش" فکر کند . (سوال آگاهی بخش)
ادامه جلسه کوچینگ......
ازش پرسیدم تا الان چندتا از این سی دی ها رو گوش کردی و به دوره تبدیل کردی؟
گفت که این سی دی ها شامل سه دسته آموزش هست ۵۰ تا از سی دی ها در رابطه با دوخت شلوار زنانه و ۴۰ تا بعدی مربوط به دامن میباشد که من تا حالا موفق شدم این دو دسته سی دی که مربوط به شلوار و دامن هست رو گوش بدم و تبدیل کنم به دوره آموزشی البته سطح دوره اصلی خیلی سنگین هست ولی من در دوره خودم مطالب را ساده سازی کردم.
این هم علت داره
چونکه الان که دارم میرم آموزشگاه میبینم که بچه ها در فهم آموزشهای سخت و پیچیده مشکل دارند لذا من دارم این آموزشها را به زبان ساده تهیه و به دوره عملی تبدیل میکنم.
اما حدود ۷۰ سی دی مابقی که خیلی هم سختتر و پیچیدهتر هست مربوط به دوخت لباس مجلسی است.
باهاش همراهی کردم و تشویقش کردم که آفرین چقدر ایده عالی که داری آموزشها را برای مخاطبین خودت به زبان ساده باز طراحی میکنی.
ازم تشکر کرد و گفت خیلی ممنون.
سوال آگاهی ساز)
گفتم الان با توجه به این که این دو دوره را طراحی کردی از خودت چه توقعی داری؟
گفت که میخوام مابقی سی دی ها را هم گوش بدم و اون را هم به یک دوره ساده سازی شده ،تبدیل کنم .
گفتم چطور میتونی این زمان رو اختصاص بدی به گوش دادن این سی دی ها؟
گفت هیچ فرصتی ندارم، برای آن ۲تا دوره قبلا ساعت ۳ صبح از خواب بلند میشدم و تا قبل از ساعت ۶ سی دی ها رو گوش میدادم ولی الان دیگه خسته شدم و نمیتونم این کارو ادامه بدم. بدنم نمیکشه.
سوال آگاهی بخش)
ازش پرسیدم وقتی بچه ها را میبری کلاس زبان ،برمیگردی منزل یا همانجا می مانی آموزشگاه؟
گفت که آموزشگاه میمانم و داخل آموزشگاه توی یکی از کلاسها که خالی هست یک سری از سی دی ها رو گوش میدم ولی چون این کار نیاز به دفتر و دستک داره خیلی سخته و امکانپذیر نیست.
و گفت در ضمن خودم هم کلاس زبان ثبت نام کردم.
اینجا بود که سطح انرژیم را بالا بردم و گفتم چقدر عالی شما با این همه فعالیت و شلوغی ات کلاس زبانم هم میری؟
گفت بله .
سوال آگاهی بخش)
گفتم این کلاس زبان در راستای هدف اصلی که قراره کارگاه خیاطی با متد جدید بزنی چه نقشی داره چه کمکی بهت میکنه؟
اینجا بود که به یه تفکر عمیقی فرو رفت و خندید و گفت واقعیتش هیچ تاثیری نداره برای دل خودم کلاس زبان میرم، دوست دارم که همیشه در حال آموزش باشم و واقعیت این هست که دوره زیاد شرکت میکنم.
گفتم اگه نقشی نداره و وقت و انرژی ازت میگیره ،بازم میخوای ادامه بدی؟
گفت الان که مسئله باز شد برام نه واقعاً نیازی بهش ندارم.
سوال آگاهی بخش)
ازش پرسیدم این کلاس خیاطی که الان میری مدتش چند ماهه است؟
جواب داد که ۱۰ ماه طول میکشه.
گفتم که کارگاهت رو میخوای از کی شروع کنی و راه اندازیش کنی؟
گفت که بعد از این ۱۰ ماه آموزش قصد دارم شروع کنم و هدفم هم همینه که الان که دارم آموزش میبینم ،یاد میگیرم که چطور به دانش آموزان آموزش بدم وزمانی که سر کلاسم و دارم آموزش میدم با چالشهای بچه ها وانواع سوالاتی که میپرسند آشنا میشم و از نزدیک نیاز بچه ها رو درک میکنم.
اینا همه من را آماده میکنه برای دوره آموزشی خودم .
باز هم سطح انرژی ام را بالا بردم و گفتم آفرین چه عالی چقدر انگیزه داری برای هدفت.
ازم تشکر کرد و گفت ممنونم از شما
اینجا بود که جملات خودش را دوباره تکرار کردم و گفتم تو صحبتات گفتی که من دوره خیاطی دامن و شلوار را آماده کردم درسته؟
گفت بله دقیقا.
سوال آگاهی ساز قوی)
بیا تصور کنیم که ۱۰ ماه آموزش ات توی آموزشگاهی که الان داری میری تمام شده و از فردا میخوای کارگاه خودتو راه اندازی کنی و میخوای آموزشهات را با همین دو تا دوره شروع کنی چقدر زمان میبره که آنها را آموزش بدی به هنرجویانت.
جواب داد که یک سال
گفتم چه جالب پس همین الان به اندازه یک سال مطلب برای آموزش داری و بازم نگرانی که بقیه سی دی ها را ندیدی و میگی که نگرانم که نمیتونم دوره خودم را شروع کنم اما الان داری میگی که به اندازه یک سال محتوای آموزشی دارم درسته؟
###########
گام چهارم: رزونانس و طراحی اقدام
هدف: عمیقتر کردن آگاهی ایجاد شده، اتصال آن به احساسات یا هویت مراجع، و درک شهودی کوچ.
در این مرحله، «من میدانم» مراجع به «من حس میکنم و میخواهم» تبدیل میشود.
ادامه جلسه کوچینگ ......
اینجا بود که رزونانس اتفاق افتاد و واقعاً شگفت زده شد و فریاد زد و گفت
خدای من چرا تا حالا به این موضوع فکر نکرده بودم و فقط میخندید و خوشحالی میکرد.
خوب الان که ذهنت باز شد، این نگرانی را هم بررسی کنیم که گفتی برای دیدن سی دی های خیاطی لباس مجلسی وقت نمیکنم
الانی که دوره آموزشیت را شروع کردی و داری آموزش میدی آیا فرصت داری که بقیه سی دی ها که مربوط به لباس مجلسی هست رو گوش بدی و دوره لباس مجلسی را هم طراحی کنی؟
گفت بله الان به راحتی میتونم سی دی های لباس مجلسی رو هم گوش بدم و ساده سازی کنم و دوره لباس مجلسی رو هم طراحی کنم بدون نگرانی از کمبود وقت چونکه دیگه ۱۰ ماه آموزش ام در آموزشگاه تمام شده و دارم توی آموزشگاه خودم کار میکنم.
#############
گام پنجم: تصمیم گیری ،تعهد و جلسه
هدف: تبدیل آگاهی عمیق به یک یا چند گام عملی، مشخص و دارای تعهد بالا.
اقدام باید برانگیزاننده و کوچک باشد تا مراجع بتواند در ۷۲ ساعت آینده آن را انجام دهد.
ادامه جلسه کوچینگ.....
از من تشکر کرد بابت این همه آگاهی که به دست آورد .
تصمیمی که گرفته شد این بود که فعلاً تمرکزش را بر روی آموزشهایی که دارد میبیند گذاشته و همچنین آموزشهایی که دارد به هنرجویان میدهد بگذارد.
و بعد از ۱۰ ماه انشالله کلاسهای خودش را در آموزشگاه خصوصی اش شروع کند با متد جدید.
و همچنین در این مدت یک مروری بر دو دوره طراحی شده خودش داشته باشد یعنی دوره دوخت شلوار و دوخت دامن با متد جدید.
اینجا بود که جلسه کوچینگ ما تمام شد.
این جلسه بر پایه پنج گام کو اکتیو کوچینگ پیاده سازی شد امیدوارم که برای شما هم مفید واقع شده باشد.
با تشکر از توجه تان 🙏