
.
سیامین دفتر
از بیست و چهارم فروردین سال نود و هشت که در مغازه، دفتری با عکس دیکاپریو دیدم و تصمیم گرفتم که دیگر مثل آدم نوشتههایم را نگه دارم، دقیقا پنج سال و سه ماه و بیست و هفت روز گذشته. آن اوایل استرس داشتم که نکند کسی سر وقت دفترم برود و جفنگیاتش را بخواند. ولی به مرور فهمیدم که به کتف کسی هم نبود که من چه مینوشتم. راه را باز دیدم و همینطور دفتر پشت دفتر ردیف کردم. حالا هم کم کم دارم خودم را آمادهی شروع کردن سیامین دفترم میکنم.
از تایپ بدم نمیآید ولی نوشتن روی کاغذ یک چیز دیگر است. اصلاً اگر یک روز روی کاغذ ننوشته باشم انگار هیچ کاری نکردم.
ولی نوشتههای فیزیکی بدیهایی هم دارند. دسته بندی مطالب سخت و پیدا کردنشان از آن هم سخت تر است. همیشه هم باید ساک و چمدانت را آماده بغل دستت بگذاری چون هرآن ممکن است اهالی خانه از حجم کاغذ و دفترهایت به ستوه بیایند و خودت را با نوشتههایت ساعت نه شب دم در بگذارند.
ترس خوانده شدنش هم تا ابد با شما میماند. با این که کسی به کارهایت اهمیت نمیدهد ولی هیچ تضمینی وجود ندارد که یک شب شیطان سر راه جیش کردن روی سر و صورت اعضای خانواده، گولشان نزند و وادارشان نکند به فضولی.
پی نوشت: متاسفانه من الان فهمیدم که دوتا از دفترهایم گم شده. از یابنده تقاضا میشود که بدون خواندن و به محض رویت بسوزاندشان، با تشکر.
#ورق_نوشته
#ورق_کاهی
آدرس ایتا: https://eitaa.com/saidehnote
آدرس بله: @varaghkahi
✨🌿