ویرگول
ورودثبت نام
ورق کاهی ( سعیده مظفری )
ورق کاهی ( سعیده مظفری )هیچ‌کاره، علاقه‌مند به نوشتن
ورق کاهی ( سعیده مظفری )
ورق کاهی ( سعیده مظفری )
خواندن ۱ دقیقه·۵ ماه پیش

وِل کنِ به اربعین متصل شده

.

وِل کنِ به اربعین متصل شده

+ یه عده نشستن و همین طوری چرت و پرت می‌گن که مردم واسه غذا و اینا بلند می‌شن اربعین می‌رن کربلا. در صورتی که هر زائر کلی هزینه کرده که خودش رو رسوندن اونجا.

_ نه حاج‌آقا ما می‌دونیم. هیچ هزینه‌ای نمی‌شه. اصلأ چیزی نمی‌دن که.

+ می‌خواین براتون بگم خودم امسال چقدر پول خرج کردم؟ بشینم براتون لیست کنم؟

_ نه حاج‌آقا من می‌دونم. هیچی نمی‌شه.

+ می‌خوای فهرست مخارج رو بهتون بگم؟

_ نه نمی‌خواد. ( غر غر می‌کند.)

موقعی که حاج آقا نماز را تمام کرد و رفت؛ یکی از نمازگزار‌ها میکروفون را در دست گرفت کل

« هرکسی براش پیاده‌روی اربعین ثابت نشده‌؛ من بهش پونص تومن، اصلا یک تومان می‌دم. در عوض از روستای ما تا حسن آباد رو با پای پیاده بره. هرکی حاضره بیاد همین الان بهش بدم.»

همه‌ی مسجد می‌دانستند که داشت به در می‌گفت که دیوار بشنوه. هیچکس صدایی از خودش در نیاورد.

کسی چه می‌داند شاید آن پیرمرد روی حرفش، استوار مانده باشد و الان در حال به راه رفتن بین محمود آباد و حسن آباد باشد.

شاید هم همچنان در ذهنش تصویر زواری را که با اسکوتر برقی و سایه‌بان، مشایه را طی می‌کنند و نفری یک کافه گلاسه دستشان و جیب‌هایشان پر از پول‌هایی است که عراقی‌ها از جمهوری اسلامی گرفته‌اند و شاباش می‌ریزند، پر است؛ تصور می‌کند و خوشحال از اینکه تا به حال در اربعین شرکت نکرده، به خواب رفته.

#ورق_روایت

#اربعین

#ورق_کاهی

آدرس ایتا: https://eitaa.com/saidehnote

آدرس بله: @varaghkahi

✨🌿

اربعین
۷
۲
ورق کاهی ( سعیده مظفری )
ورق کاهی ( سعیده مظفری )
هیچ‌کاره، علاقه‌مند به نوشتن
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید