
.
کتابهایی که توی دی خوندم
۱- کتاب صوتی اجاره نشین خیابان الامین/ علی اصغر عزتی پاک
کتاب از زبان یک تاجر ایرانی نوشته شده. تاجری که یکهو مورد عنایت حضرت رقیه و حضرت زینب قرار میگیرد و دچار تحول میشود.
داستان توی سوریه میگذرد.
کتاب راحت و روانی بود. پیشنهاد میکنم.
منتها از آن کتابهایی است که فقط یک بار میخوانیدش.
۲- سنگی بر گوری/ جلال آل احمد
یک پست جداگانه برایش نوشتهام. برای من دوست داشتنی بود. خواندنش را پیشنهاد میکنم.
۳- کتاب صوتی همه سیزده سالگیم/ گلستان جعفریان
این کتاب خاطرات شفاهی مهدی طحانیان، اسیر سیزده سالهی دفاع مقدس است. وقایع داستان خیلی هیجان انگیز و البته ناراحت کننده بود. به شدت توصیه میکنم. از بین سه تا کاری که از این نویسنده خواندم، همه سیزده سالگیم، قشنگتر بود.
۴- دکتر ژیواگو/ بوریس پاسترناک
چند سالی بود که دلم میخواست دکتر ژیواگو را بخوانم ولی قطرش مرا میترساند. احساس میکردم هنوز برای خواندنش آماده نیستم. خوشحالم که بالاخره خواندمش. حتماً توصیه میکنم ولی در توانم نیست خلاصه را به طرز قابل فهمی بنویسم. به من اعتماد کنید و بروید بخوانید.
۵- خاطرات یک آدمکش/ کیم یونگ ها
این کتاب هم یک جور جاذبه داشت برایم و هم یک جور دافعه. آخرش چون کم قطر بود برای شست و شوی حجم دکتر ژیواگو خواندمش. داستانش مرا به یاد فیلم پدر انداخت.
ماجرا دربارهی آدمکش هفتاد سالهایست که دیگر آلزایمر گرفته و عقل و هوشش سرجایش نیست ولی میخواهد آخرین کارش را تمام کند.
برای یک بار خواندن خوب است.
۶- مجموعه داستان نادیا/ آنتوان چخوف
داستانهای چخوف خیلی حال مرا خوب میکند.( من خیلی با کلاسم) واقعاً نمیدانم چرا. شما هم هر چند وقت یک بار از چخوف یک چیزی بخوانید تا فشار زندگی کمتر اذیتتان کند.
۷- نیایش چرنوبیل/ سوتلانا الکسیوویچ
کتاب، مجموعهای از روایتهای آتشسوزی پایگاه هستهای نزدیک چرنوبیل بود. البته فکر کنم من آخرین آدمی بودم که این کتاب را نخوانده بود.
اگر نخواندید بخوانید هر چند به نظرم یکم طولانیست.
۸- نمایشنامهی آی باکلاه آی بیکلاه/ غلامحسین ساعدی
این جوری بگویم که این نمایشنامه مرا یاد نمایشهای آشغالی انداخت که سالی صدتایشان اینور و آنور اجرا میشود.
مرا از غلامحسین ساعدی ناامید کرد.
پیشنهاد نمیکنم.
کتابهایی که نخوندم
۱- کوچک و سخت/ ریوکا گالچین
این کتاب جستار روایی راجعبه مادری کردن بود. چرا نصفه ولش کردم؟ چون دغدغههای یک مادر خارجی با من هیچ شباهتی نداشت اصلاً همذات پنداری نکردم.
۲- سر رشته/ مژده پور محمدی
این کتاب داستانهای کوتاهی بود که مثل روایت به نظر میآمد. این هم دربارهی دغدغههای مادرانی بود که بعد از بچهدار شدن آن طور که دلشان میخواست نتوانستند بنشینند پای روضه، زیارت، دعا، نماز شب و این طور اعمال عبادی.
چرا این را نصفه ول کردم؟ چون باز هم دغدغه، هایمان مشترک نبود.
۳- گاو و فلفل/ علی بهاری
گاو و فلفل سفرنامهی طنزآمیز چندتا طلبهی ایرانی به هندوستانه.
چرا ولش کردم؟ چون طنزش جالب نبود. شبیه طنز شوهر عمهای بود به نظرم.
حرصم هم درآمد از طرز برخورد آن طلبهها. در واقع رگ زن شیخیام نگذاشت ادامه بدهم. اصلاً توصیه نمیکنم.
آدرس ایتا: https://eitaa.com/saidehnote
آدرس بله: @varaghkahi
✨🌿