ویرگول
ورودثبت نام
سارن مه پر
سارن مه پرروایتگر سکوت ها و زمزمه های ناگفته درون.
سارن مه پر
سارن مه پر
خواندن ۱ دقیقه·۱۱ روز پیش

گذشته چیست؟

مینویسم نه به خاطر انکه سخنی دارم که شنیده نشد

مینویسم بخاطر بی رغبتی برای سخن گفتن


گذشته..

مهی پر دود که درون مایه اش قابل دیدن نیست

نه انکه چیزی در ان نباشد

بلکه انقدر انباشته است .. که خود انباشتگی دیدن را ناممکن میکند

گویی همه چیز در این زمان هم هست هم نیست هم ردی از حضور دارد هم نشانی از محو شدن..

نجوایی سنگین که صدایش قابل شنیدن نیست

نه بخاطر ان که نجوا ضعیف است،

بلکه چون ذهن از بس ان را در خود حمل کرده، دیگر مرز میام صدا و سکوت را از یاد برده است

متافیزیک وجودی که قابل لمس نیست

شاید هم برای من اینطور است

شاید گذشته رنگی دارد بویی دارد.. بویی از خاطره .. صدایی از تجربه

اما برای من گذشته بیشتر شبیه به حجمی بی چهره است

بدون صدا بدون لمس بدون چهره

مثل انکه گذشته انکار شده ولی پیامدش ثابت است

فردایی که امروز شد

امروزی که دیروز شد

دیروزی که از یاد رفت

و این لوپ ادامه دارد..

یک تکرار خاموش

یک بازگشت بی صدا

یک حضور فراموش شده

گذشته مانند قبرستان و تجمع مرده ها است که هرکس در عمق وجود خود قبرستان کوچکی دارد که محل دفن کسانی است دوستشان داشته ..

یاداور گذشته اینطور نیست که باعث درداور و فشردن ذهن نازنیم باشد

در واقع مفهومی با صلابت دارد که تلاش مداوم من را نادیده میگیرد

به انکسار درونی رسیدم

این بار نوبت و تایم جوابگو بودنه گذشته بود که از ریخت بیوفتد و بار معنایی خود را با خودکامگی از دست بدهد

گذشته چیست؟

من هم نمدانم

شاید هم نمیخاهم بدانم

شاید دانستنش شلاقی باشد روی زخم های سر باز من

شاید دانستنش باعث گم گشته خویش شود

گذشته چیست؟

من میدانم ولی...

ذهنصدا
۰
۰
سارن مه پر
سارن مه پر
روایتگر سکوت ها و زمزمه های ناگفته درون.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید