در ۲۰ سالگی فکر میکنیم پول فقط ابزاری است برای خریدن لذتهای لحظهای. اما هر چه سن بالاتر میرود، میفهمیم که پول در واقع «زمان» و «آزادی» است که در قالب اسکناس درآمده.
اگر به عقب برمیگشتم، به جای یاد گرفتن فرمولهای پیچیده ریاضی، سعی میکردم این ۱۰ حقیقت تلخ اما حیاتی را زودتر هضم کنم. تلخی ای که به دلیل عدم آگاهی در آن سنین بعدها آن را حس میکنی.

حقایقی که در هیچ مدرسهای به ما یاد ندادند:
۱. تورم از آنچه در اخبار میشنوید، بیرحمتر است
تورم فقط گران شدن نان و بنزین نیست؛ تورم یعنی دزدی که شبانه به حساب بانکی شما دستبرد میزند بدون اینکه اثری از خود به جا بگذارد. در ۲۰ سالگی نفهمیدم که «نگه داشتن ریال در بانک»، عملاً آتش زدن دارایی است.
۲. شما به اندازه «مهارتهایتان» پول در میآورید، نه مدرکتان
دانشگاه به من یاد داد چطور امتحان بدهم، اما یاد نداد چطور «ارزش» خلق کنم. حقیقت تلخ این است که بازار کار به مدرک شما اهمیتی نمیدهد؛ آنها فقط پول میدهند تا مشکلی را برایشان حل کنید. هر چه مشکل بزرگتری را حل کنید، پول بیشتری میگیرید.
۳. بدهی برای خرید کالای مصرفی، غل و زنجیر است
خرید قسطی گوشی یا لباس، یعنی فروختنِ ساعتهای زندگیتان در آینده، قبل از اینکه حتی آن ساعتها را زندگی کرده باشید. اگر پول خرید چیزی را نقداً ندارید، یعنی «توانایی مالی» خرید آن را ندارید. تمام.
۴. قدرت «سود مرکب» در جوانی است، نه در سرمایه زیاد
اگر در ۲۰ سالگی ماهی ۱ میلیون تومان سرمایهگذاری کنید، تاثیرش بسیار بیشتر از کسی است که در ۴۰ سالگی ماهی ۱۰ میلیون تومان سرمایهگذاری میکند. زمان، جادویی دارد که هیچ سرمایه بزرگی نمیتواند جای آن را بگیرد.
۵. درآمد غیرفعال (Passive Income) یک انتخاب نیست، یک ضرورت است
اگر راهی پیدا نکنید که وقتی خواب هستید پول درآورید، تا آخر عمر مجبورید برای پول بیدار بمانید و کار کنید. زودتر به فکر خرید داراییهایی باشید که بدون حضور شما رشد میکنند (مثل سهام، طلا یا ملک).
۶. کلاس گذاشتن، شما را فقیر نگه میدارد
بسیاری از آدمهایی که ماشینهای لوکس سوار میشوند، در واقع هیچ دارایی خاصی ندارند و فقط در حال نمایش ثروت هستند. ثروتمندان واقعی ترجیح میدهند «ثروتمند باشند» تا اینکه «ثروتمند به نظر برسند».
۷. روی خودتان سرمایهگذاری کنید، اما نه به شکل احمقانه!
خریدن کتاب و شرکت در دورههای آموزشی عالی است، اما به شرطی که از آنها پول درآورید. انبار کردن مدرک و دانش بدون اجرا، فقط یک نوع دیگر از مصرفگرایی است.
۸. روابط شما، میانگین درآمد شماست
اگر با ۵ نفر آدمِ ولخرج و بدون برنامه مالی رفت و آمد کنید، شما نفر ششم خواهید بود. حقیقت تلخ این است که دایره دوستانتان مستقیماً روی کیف پولتان تاثیر میگذارد.
۹. همیشه برای «روز مبادا» نقدینگی داشته باشید
زندگی پر از غافلگیریهای بد است (بیماری، خرابی ماشین، بیکاری). نداشتن صندوق اضطراری یعنی مجبور شدن به فروش داراییها در بدترین زمان ممکن (کف قیمت) یا قرض گرفتن با بهره بالا.
۱۰. پول خوشبختی نمیآورد، اما نبودنش قطعاً بدبختی میآورد!
این شعار که «پول چرک کف دست است» را کسانی ساختند که نمیخواستند شما برای استقلال مالی تلاش کنید. پول به شما «حق انتخاب» میدهد؛ انتخاب اینکه کجا زندگی کنید، چه بپوشید و با چه کسی وقت بگذرانید.
کدام یک از این ۱۰ مورد برای شما ملموستر بود؟ اگر قرار بود مورد یازدهم را شما اضافه کنید، چه مینوشتید؟ در کامنتها بنویسید تا با هم گپ بزنیم.