ویرگول
ورودثبت نام
آزاده
آزادهاز زندگیم مینویسم تا زیر بار فشار له نشم
آزاده
آزاده
خواندن ۱ دقیقه·۲۰ روز پیش

زنده شدن دوباره عشق

اولین باری که دیدمش چهارده سالم بود وقتی به دوستم گفتم که یکی رو دیدم و به اندازه یک عمر دوستش داشتم بهم خندید

گفت همه این ها فقط در یک ثانیه اتفاق افتاد منم گفتم خب اره وقتی به چشم هاش نگاه کردم

اطرافیان گفتند این یک احساس زود گذره و تموم میشه و در سن یک دختر چهارده ساله چنان چیز محکمی نیست

من بخاطرش گریه کردم و حسرت خوردم من قبل از اون از هیچکس خوشم نیامده بود و بعد از او هم دیگر انگار دنیا خالی شد .

حالا چهار سال میگذرد و من هفته پیش دوبارده دیدمش و خب اتفاق چندانی نیفتاد او فقط از کنار من رد شد و قلب من داشت از حرکت می ایستاد حرف من این است که این اگر حس زودگذر بود در این چهار سال میگذشت

عشق دوباره در من زنده شد بین این همه بدبختی دیدن او انگار جان تازه ای بود و من نمیدانم دفعه بعدی کی باشد که او از روی اتفاق دوباره جانی به من ببخشد یا نه

(اگر چنین تجربه ای داشتید یا همچین احساسی در شما وجود داشته لطفا با من در میان بگذارید :)


عشقکمک
۰
۰
آزاده
آزاده
از زندگیم مینویسم تا زیر بار فشار له نشم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید