امروز 12 بهمن 1404 نمیدونم چرا اینجا م اما نیاز به تعامل دارم با ادمها نیاز داشتم افکارم رو جایی بنویسم از نوشتن توی دفترم خسته شدم من دانشجو ام به شدت بی استعداد در رشته موردعلاقم و از اون بدتر سردرگم از اینکه داره چی میشه و من قرار هست چیکار کنم .نزدیک سه هفته ای میشه که طراحی نکردم شاید هم بیشتر یک ماه حتی و ترس هر روز بیشتر میشه و فاصله من هم بیشتر میشه خلاصه فعلا نظر و نقدی ندارم فقط خواستم شروع کرده باشم .چه شروع بدی هم البته فردا پست بعدی رو میزارم برنامه و هدف خاصی ندارم و فعلا میخوام هرچی که توی ذهنم هست رو بنویسم تا بعد که تصمیم درستی برای اینجا ودن و محتوا بگیرم .چرا اینستاگرام نه؟نمیدونم خیلی شلوغه خیلی غم انگیز این روزها بیشتر از قبل همه چیز صفر و صد و وایاصلا قابل تحمل نیست برام.احساس میکنم خیلی ادم قدیمی و دور از اجتماعی هستم نااشنا با تکنولوزی .فعلا ذهنم این هارو بهم میگه برای اینجا بودنم .اما به طور جدی برنامه اینه که من هرروز قبل شروع روزم اینجا ذهنم رو خالی کنم از برنامه روزم بنویسم و فردا بهتون گزارش بدم که ایا برنامه رو اجرا کردم و روزم چطور پیش رفت؟قاعدتا میپرسین به ما چه ؟نمیدونم اجزه بدین اینجا بنویسم علاقه به نوشتن این روزها به علاقه ام به طراحی کردن چربیده ...وات د فاک حتی بلد نیستم یک متن رو مثل ادم بنویسم امیدوارم اینجا بودن بهانه ای بشه برای یادگیری .امروز حدودا ساعت 5 بعدازظهر هست گزارش طرح چاپ انجام شده .مقداری بافتنی بافته شده امرز روز اول بافتنی بود مامان یادم داد .حدود سه صفحه از مقاله ام رو باید بنویسم و سپس طراحی کنم و مقداری زبان بخونم .و شب برای خواهرم پاستا درست کنم .عاشق درست کردن پاستا هستم هر دفعه که حالم بد باشه درست کردن پاستا حالم رو خوب میکنه.طراحی ؟موقعی که حالم بده؟نمیدونم نه همیشه شنیدم میگن اگر حالت بد باشه نمیتونی خوب کار کنی از میزان قضاوت و ترسم هر موقع میخوام طراحی کنم نگم براتون .اگر بتونم این مورد رو در این زمانی که نمیدونم چقدر هست حذف کنم عالی میشه.باید بدونم علتش چیه اون وقت حتما میتونم حذفش کنم .فعلا