
نگاه من به من
از تن فاصله گرفتم
رنج فیزیکی در صفر مطلق
اما همچنان دردمند.
دردمند از من
من که از این فاصله نیز تکه های شکسته ام پیداست
انسجام درونی؟هیچ
سردرگمی، هزار
پاسخ من اما
موقتی
از کودکی عاشق فرار
در بزرگسالی ، عاشق فرار
مکانیسم اشتباه.
از دست رفتن آگاهی
ورود به آگاهی های پنهان
دیوار های چوبی
شومینه بی آتش
ابر های مشکی
زمین بی خورشید
مالک پیر
تفنگ به دست
برای پاسپانی از چه؟هیچ
درخواست ورود
رد.
تظاهر به برگشتن
اما پنجره باز
ورود به خانه
جنازه های روی هم
کودکی در گوشه ی اتاق
مو های قرمز رنگ
قرمز؟این خون است!