ویرگول
ورودثبت نام
آفتاب گردون
آفتاب گردوناگر زرتشت علی (ع) را می‌دید می‌نوشت:گفتار علی، پندار علی، کردار علی...
آفتاب گردون
آفتاب گردون
خواندن ۴ دقیقه·۵ روز پیش

سازگاری

به نظرم ما سوخته ترین نسل نیستیم.

هر نسلی تو این کشور بدبختی های زیادی دیده. به نسبت خوشی هایی که نسل های قبلی داشتن و ما نداشتیم ما تکنولوژی داشتیم.

از وقتی یکم بالغ تر شدم و به قول پیاژه از نظر شناختی به مرحله عملیات صوری رسیدم(یعنی تونستم خارج از مسائل عینی به مسائل کلی و انتزائی فکر کنم.)؛ هر چند سال یکبار اتفاقات عجیبیو دیدم.

کلاس دوازدهم و سال کنکورم رئیس جمهور این مملکت با هواپیماش سقوط کرد. لحظه ای که فهمیدم وحشت زده بودم. فک می کردم بزرگترین رویداد زندگیم اتفاق افتاده، کنکور و این رویداد باهم تداخل داشت و این اتفاق اسفباری بود. اما اشتباه می کردم.

ترم یک دانشگاه میشه گفت اتفاق خاصی نیوفتاد جز اینکه یک ماه دیر رفتیم سر کلاسا و اواخر ترم بخاطر برف و سرما کل کلاسامون مجازی شد و هیچی نفهمیدیم(اینا هیچی محسوب میشن در حقیقت)

ترم دوم من آماده بودم برای یه تابستون طوفانی، گواهی‌نامه بگیرم، مدرک میکاپ بگیرم، سه تا کتاب رفرنس رو بخونم و من می تونستم اینکارا رو بکنم اگه...

جنگ نمی‌شد.

صبح که از خواب بیدار شدم داشتم کتاب«روانشناسی اجتماعی» رو برای امتحان مرور می‌کردم. توی بازه فورجه ها بود. یه لحظه شیطون گولم زد و گوشیمو برداشتم تلگرام رو چک کنم و اونجا دیدم که اسرائیل تقریبا همه سران نظامی ایرانو زده. لحظات اول خندم گرفته بود، شوکه شدم. رفتم بابامو بیدار کنم گفتم بابا اسرائیل ایرانو زده. بابایی که صد باااار صداش میزدی بیدار نمی‌شد از جا پرید. رفتیم تلویزیونو روشن کردیم و دیدیم بله... شد آنچه نباید میشد...

من اون روز اون فصل کتاب که باید می‌خوندم رو خوندم اما...

امتحانات عقب افتاد، اول دو هفته و بعد دو ماه. تمام برنامه هام خراب شد ولی چه میشد کرد.

رفتم ترم سه‌. یکی از بهترین دوران تحصیلم‌. یه کار پژوهشی انجام دادم، یه دوست و همکار پژوهشی پایه پیدا کردم همه چی خوب بود تا اینکه یه روز به علت برودت هوا دانشگاه تعطیل شد. اون روز اونقدر هوا گرم بود که من حتی پالتو نپوشیده بودم.

روزی که هوا اینطوری بود تعطیل نشد دانشگاهمون(:
روزی که هوا اینطوری بود تعطیل نشد دانشگاهمون(:

برای برودت هفته بعدیش کاملا مجازی شد. من استرس داشتم درسام زیاد مونده بود و فرصت برای جمع بندی خیلی کم بود. یهو خبر رسید دو هفته امتحانا عقب افتاد، اینکه این دو هفته واقعا دو هفته بمونه یا نه رو باید در تاریخ جست‌و‌جو کرد.

مراد از برودت هوا البته اعتراضات مردمی بود که در نهایت به اغتشاش و سوزاندن مسجد و مترو و پل عابر پیاده و مغازه و خونه های مردم ختم شد. هنوز هم ادامه داره.

به هرحال اینجا ایرانه

بخاطر اینکه تو خاور میانه است؟

بخاطر مسلمون بودن؟

بخاطر بی کفایتی مسئولین؟

بخاطر تحریم‌های آمریکا؟

بخاطر نفت؟

بخاطر پاداشاهان بی لیاقت قبلی؟

نمی‌دونم ولی هر دلیلی که هست ناآرامی شده وضعیت عادی اینجا و اگه می‌خوای زندگی کنی، کار کنی، درس بخونی باید باهاش سازگار بشی.

بله تلاش کن برای تغییرش اما تغییر یه شبه نیست. من حوصله بحث سیاسی ندارم، علم و دانششم ندارم. تقصیر دقیقا کیه رو هم نمی دونم اما کم‌کم یاد گرفتم سازگار بشم.

باید بتونی توی همین فضا به زندگیت ادامه بدی، با بالاترین کیفیتی که ممکنه کار کنی. اگه ممکن نیست یه کاری که ممکنه رو پیدا کنی.

وقتی خبر سقوط رئیس جمهور رو شنیدم فقط ۱۵ دقیقه درس خوندن رو رها کردم و بعدش ادامه دادم چون کاری از دستم بر نمیومد.

وقتی خبر تاخیر کنکور رو شنیدم فقط عصر همون روز درس خوندن رو رها کردم و بعد ادامه دادم.چون کاری از دستم بر نمیومد.

وقتی خبر جنگ اسرائیل و ایران رو شنیدم فقط یک روز برنامم رو عقب انداختم و بعدش ادامه دادم چون کاری از دستم بر نمیومد.

وقتی امتحانات عقب افتاد و برنامه هام برای تابستون بهم خورد دوباره برنامه جدید نوشتم و وقتی اونم بهم خورد باز هم برنامه جدید نوشتم، بجای سه تا رفرنس ۱.۵ رفرنس خوندم، بجای گرفتن گواهی‌نامه حداقل کل کلاساشو رفتم و بله من ادامه دادم چون کاری از دستم بر نمیومد.

وظیفه من اینه که درس بخونم، نه درس دانشگاهی درس واقعی درسی که باعث بشه یه روزی اونقدر متخصص بشم که کاری از دستم بربیاد. من نمی‌خوام مسئله این آب و خاک باشم که باید برای حلش یکی کاری بکنه من می خوام همون کسی باشم که قراره برای حل اون مسئله ها کاری بکنه...

و اون روز، روزیه که من برای حل کردن مسئله‌ای از این وطن پاره پاره شده، از این ایران غمگین میتونم آدم موثری باشم.

تو هم اگه نگران ایرانی تلاش کن سازگار بشی، غصه خوردن فایده ای نداره، استرس و اضطرابت طبیعیه حق توعه اما این اتفاقات اونقدر زیادن که اگه قرار باشه برای همشون افسرده بشی زنده نمیمونی...

برای بهبود این وضعیت تلاش کن با همه سختیش.

اجازه نده بیگانه اعتراض تورو با اغتشاشگریش از بین ببره.

سازگار شو

سازگار

کلاس

اضطرابدانشجواعتراضاتسازگاریایران
۳۱
۵۴
آفتاب گردون
آفتاب گردون
اگر زرتشت علی (ع) را می‌دید می‌نوشت:گفتار علی، پندار علی، کردار علی...
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید