
خیلی وقتا فکر میکنیم وقت نداریم.
میگیم: «اگه یه ساعت بیشتر وقت داشتم فلان کارو میکردم…»
ولی راستش اینه که ما معمولاً کمبود زمان نداریم، بلکه نمیدونیم زمانمون کجا میره.
من خودم بارها شده اول صبح بیدار شم با کلی انگیزه، بعد شب بشه و ببینم فقط گوشی دستم بوده یا بین کارها اینقدر پرش فکری داشتم که هیچچیز درست پیش نرفته.
از یه جایی به بعد فهمیدم مدیریت زمان، یعنی:
۱. بدونی دقیقاً وقتت داره کجا مصرف میشه.
(نقشهبرداری زمان خیلی مهمه. یه روز فقط بنویس چهکارهایی کردی.)
۲. بلاکهای زمانی بسازی.
یعنی مثلاً بگی: ساعت ۱۰ تا ۱۱ فقط تمرکز روی نوشتن. ساعت ۱۱ تا ۱۱:۱۵ استراحت.
حتی اگه وسطش حواست پرت شد، سعی کن دوباره برگردی به اون بلاک.
۳. حذف مزاحمها.
نوتیفیکیشنها، چندکاره بودن، مقایسه با دیگران، انتظار برای "حال خوب"… همشون وقتخورهای حرفهایان!
یه جمله هست که خیلی بهش باور دارم:
> «اگه خودت برای زمانت برنامه نچینی، بقیه برات برنامه میچینن.»
مدیریت زمان، یعنی یاد بگیری "نه" بگی.
نه به کارهای کوچیکی که ازت آدم بزرگی نمیسازن.
نه به وقتتلفکنهایی که با ظاهر مفید میان سراغت.
من هنوزم کامل نیستم، ولی هر روز دارم سعی میکنم حتی یه ساعت از روزم رو آگاهانهتر زندگی کنم.
تو چطور با زمانت کنار میای؟ شده احساس کنی وقتت گم شده؟
یه ترفند یا تجربهت رو برام بنویس، شاید به درد بقیه هم خورد!