
بازگشت به کار پس از بحران، فقط پیدا کردن یک موقعیت جدید نیست؛ بازسازی روانی، بازتعریف هویت، و بازیابی معناست. در این مسیر، فرد با پرسشهایی بنیادین روبهرو میشود: آیا هنوز توانمندم؟ آیا شغلم معنا دارد؟ آیا جامعه مرا میپذیرد؟
بحرانهایی مثل همهگیریها یا فروپاشی اقتصادی، ساختارهای روانی افراد را دچار گسست میکنند. شغل، از منظر روانشناسی، فقط منبع درآمد نیست؛ منبع معنا، ساختار روزانه، و حس تعلق اجتماعیست. وقتی این منابع مختل میشوند، فرد ممکن است دچار اضطراب، بیهویتی شغلی، یا حتی بحران هویت شود.
در چنین شرایطی، تابآوری روانی در بازگشت به کار نقش کلیدی دارد. تابآوری یعنی توانایی فرد برای مقابله با نااطمینانی، حفظ عملکرد، و بازسازی معنا در دل بحران. و این توانایی، قابل آموزش و تقویت است؛ بهویژه از طریق hashtag#مشاوره_شغلی معناگرا، گفتوگوهای بازتعریفکننده، و طراحی مسیرهای انعطافپذیر.
📌 اگر بازگشت به کار برای شما هم چیزی فراتر از استخدام در موقعیت یا سازمان جدید است؛ این مقاله را در سایت ما (لینک در بیو) مطالعه فرمایید.