به دل دارم دو صد ناله که میباشم جدا از او
چو دل بستم به گیسویش ز من مهر و جفا از او
نمودی این دل شیدا به تیغ چشم خود زخمی
ز من سعی درست آمد ولی سعی خطا از او
چرا با این که میدانم نمیدارد به من مهری
درون قلب خود دارم امید بر وفا از او
ز عشقی که بود در من زنم آتش به این دنیا
اگر بینم به چشم خود کمی مهر و وفا از او
به محراب درون دل که باشد پاک چون مسجد
دعا کردم که در روزی شوم حاجت روا از او