ارجمند·۱۱ دقیقه پیشدیوانه ام...!من عاشق دیوانه ام بر شمع او پروانه اممخمور در میخانه ام دیوانه ام دیوانه امبی مامن و بی خانه ام ویرانه ای کاشانه امبی می بود خمخانه ام دیوا…
ارجمند·۵ روز پیشپدر و پسر...دوش میکردم من از راهی گذر یک جوان دیدم به همراه پدر آن پدر بیدست و پای و کور بود آن پسر مشکل گشای اوی بود بد پدر بر روی دوش آن پسر آن پسر م…
ارجمند·۷ روز پیشغزل...!!!آتشی از عشق او اندر بیانم همچو شمع اوفتاد از عشق او آتش بجانم همچو شمعراضی ام اما من از این عشق جان افروز اوگشته از عشق به او روشن روانم ه…
ارجمند·۱۲ روز پیشروز آشنائیدر دل غمی مداوم از روز آشنائیدر جان دوصد فغان از هنگامه جدائینه میشود میسر تا سوی تو بیایم نه بر دلت بیافتد در نزد من بیائیهنگام لاله و گل…
ارجمند·۱۴ روز پیشیک غزل برای بهار ...!یک ماه و خورده ای بیشتر به بهار نمانده و دل من بیصبرانه منتظر بهار زیباست...!آمد بهار و مخمور گشت حال ما ز آن حیف از گذر روزگار و دور و…
ارجمند·۱۵ روز پیشغزلسوختم از عشق او مانند شمع انجمن زآتش عشق به او نه جان بمانیدم نه تنگشته ام رسوا به انگشت اشارت های ناس کی ولی جز وصل میخواهم ز رب ذوالمننک…
ارجمند·۱۵ روز پیشدر میان خاک ...!در میان خاک خواهم ماند آرام خواهم گرفت خواهم خوابید شاید به درازای هزاران سال معنای آرامش معنای سکوت و معنای بی تفاوتی در آنجا پیدا خواهد ش…
ارجمند·۶ ماه پیشدرد...!درد دارم لیک خواهم درد خود افزون کنم خواهم این چشمان خود را همچو آن جیهون کنمدر فراق لیلی خویشم حزین و غمزده دوست دارم در به در خود را چو آ…
ارجمند·۶ ماه پیشدوری...!متصل از دوری معشوق هستم دربه در در شبانگاهان به مه گویم غم خود سر به سرمن ز وی دورم ولی کی عشق او کم شد ز من پر میان جانم از عشق به او شور…
ارجمند·۷ ماه پیشاز او ...!به دل دارم دو صد ناله که میباشم جدا از او چو دل بستم به گیسویش ز من مهر و جفا از اونمودی این دل شیدا به تیغ چشم خود زخمی ز من سعی درست آم…